جمال الدين محمد الخوانساري
386
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
پوشاننده است ته آن ، تاريك است أطراف آن ، گرم است ديگهاى آن ، رسواست كارهاى آن ، يعنى ته آن كه جايگاه مردم است مىپوشاند ايشان را در آتش وپنهان مىگرداند در آن ، وممكن است كه « غمر » بمعنى پوشاننده نباشد بلكه بمعنى سخت باشد وترجمه اين باشد كه : سخت است ته آن ، يعنى سخت است عذاب وعقاب در آن ، يا بمعنى چرب وبدبو باشد ، يا بمعنى محلّ ازدحام وبر روى يكديگر افتادن مردم باشد ، يا بمعنى خراب باشد . و « تاريك است أطراف آن » يعنى أطراف آن تاريك است چه جاى ميان آن چه روشنى خانهها كه روشن باشد از أطراف داخل مىشود وأزين معلوم مىشود كه آتش آن تاريك است وروشنى ندارد . و « ديگهاى آن » جايگاههاى مردم است در آن كه تشبيه شده بديگى كه كسى را در آن بپزند ، و « رسواست كارهاى آن » يعنى شنيع ورسواست آنچه در آن واقع مىشود از عذاب وعقاب أهل آن ، نعوذ باللّه منه . 6421 غالب الهوى معالبة الخصم خصمه ، وحاربه محاربة العدوّ عدوّه لعلّك تملكه . غلبه كن بر خواهش غلبه كردن دشمن دشمن خود را ، وجنگ كن با آن جنگ كردن خصم با خصم خود ، شايد كه مالك گردى آن را ، يعنى اگر چنين كنى شايد كه مالك گردى آن را وبفرمان تو در آيد . 6422 غنى العاقل بحكمته وعزّه بقناعته . توانگرى عاقل بحكمت اوست وعزّت أو بقناعت اوست ، مراد به « حكمت » چنانكه مكرّر مذكور شد علم راست وكردار درست است ومراد اينست كه عاقل بسبب حكمتى كه دارد قطع طمع ميكند از مردم وخود را بىنياز مىسازد از ايشان واين حقيقت توانگرى است ، وبسبب قناعتي كه ميكند خود را عزيز مىسازد نزد