جمال الدين محمد الخوانساري
361
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
عنوان نبل احسان كردن بمردم است ، « نبل » بضمّ نون وسكون باء يك نقطه بمعنى نجابت است يا تندى فطنت . 6323 عضّوا « 1 » على النّواجذ ، فانّه أنبأ للسّيوف عن الهام . دندان بگيريد نواجذ را پس بدرستى كه اين كند كنندهترست مر شمشيرها را از سرها ، اين از جملهء كلاميست كه فرمودهاند بأصحاب خود در بعضي از روزهاى جنگ صفين مشتمل بر بعضي از آداب جنگ ، و « نواجذ » دندانهاى آخرين است بعد از دندانهاى آسيا وآن چهارتاست در هر طرفي دوتا . وبعضي گفتهاند كه : همهء دندانها را « نواجذ » گويند ومراد اينست كه در وقتي كه شمشير حوالهء شما كنند دندانها را يا آن دندانها را كه مذكور شد بر روى يكديگر سخت بگذاريد كه اين باعث اين مىشود كه شمشير كه بر سر بيايد كندى كند وچندان نبرد . وممكن است كه وجه آن اين باشد كه گفتهاند كه : هر گاه دندانها را چنين كند متصلب مىشود اعصاب وعضلات متصله بدماغ وزايل مىشود استرخاى آنها پس مقاومت آنها با شمشير بيشتر باشد وتأثير شمشير در آنها كمتر گردد . 6324 عقوبة الكرام أحسن من عفو اللّئام . عقوبت كردن كريمان نيكوترست از عفو كردن لئيمان . مراد به « كريمان » مردم بلند مرتبه است وبه « لئيمان » مردم دنى پست مرتبه . و « بودن عقوبت آنها نيكوتر از عفو اينها » باعتبار اينست كه در عقوبت آنها چندان خفت وخوارى نباشد بخلاف عفو اينها ، كه ممنون شدن از آنها كمال خفت وخوارى دارد . 6325 عقوبة الغضوب والحقود والحسود تبدأ بأنفسهم . عقوبت خشمناك وكينهور وحسود ابتدأ كرده مىشود بنفسهاى ايشان . مراد مذمّت اين اخلاق است باين كه ضرر وآزار آنها اوّل بصاحب آنها مىرسد باعتبار
--> ( 1 ) در أقرب الموارد گفته : « عضّه ( كعلم ) عضّا وعضيضا أمسكه بأسنانه وتيعدّى بعلى وبالباء أيضا ويقال : « عضّ عليه وعضّ به ( تا آنكه گفته ) وقال بعض فقهاء اللغة : ان كان العضّ بالأسنان فبالضّاد وإلّا فبالّظاء » .