جمال الدين محمد الخوانساري
359
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
بصورت ديگر تغيير يافته ومراد اينست كه زينت دهنده است از براي نفس خود سلوك شبههها را كه در نظر نادانان از صورت باطل خود گشتهاند وبصورت حق در آمدهاند ومراد به « سلوك آنها » پيمودن آنها ورفتن براه آنهاست ، و « ترّهات » بضمّ تا وتشديد راء وفتح آن سخنان باطل بىطايل را گويند « 1 » ودر أصل بمعنى بيابانهاى خشك بىآب وعلف است واستعمال آنها در آن سخنان باعتبار تشبيه آنها بآن بيابانهاست واضافهء « باطل » به « ترّهات » از براي تأكيد است يا مراد اينست كه : زينت مىدهد از براي آن سلوك باطلترين سخنان باطل بىطايل را . 6319 علّة الكذب شرّ علّة ، وزلّة المتوقّى اشدّ زلّة . بيمارى دروغگوئى بدترين بيماريى است ، ولغزش متوقّى سختترين لغزشى است ، يعنى دروغگوئى بيماريى است نفساني بدترين بيماريها ، زيرا كه در دنيا باعث خوارى ورسوائى گردد ودر آخرت سبب عذاب اليم وعقاب وخيم ، وچه بيمارى بآن مىرسد ؟ ! وظاهر اينست كه مراد به « متوقّى » كسى باشد كه اظهار نگاهدارى خود از گناهان ميكند وخود را متقى مىنمايد . و « بودن لغزش أو يعنى گناه أو سخت ترين لغزشى » باعتبار اينست كه فضيحت ورسوائى آن زيادترست از گناهى كه كسى كند كه خود را چنين ننموده باشد . وممكن است كه جمع ميانهء اين دو كلام باعتبار اين باشد كه اظهار تقوى با ظاهر شدن خلاف آن دروغگوئى است قولي يا فعلى كه خلاف آن ظاهر شود وباعث خوارى ورسوائى گردد پس از قبيل ذكر خاصّ بعد از عامّ باشد . وممكن است كه مراد بمتوقّى كسى باشد كه مبالغت زياد واهتمام تمام در حفظ ونگاهدارى خود كند ومراد اين باشد كه چنين كسى گاه هست كه
--> ( 1 ) در منتهى الإرب گفته : « ترّهه باطل وسخن بىفايده وراه خرد كه از راه بزرگ بيرون رود وبلا وباد وابر وزمين هموار وزمين بىآب وگياه ، وجانوريست كوچك در ريگستان ، ترّهات وتراريه جمع » .