جمال الدين محمد الخوانساري

334

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

آن محمول شود كه صحت هر دو طرف در واقع ونفس الامر باشد صحيح نباشد مگر بنا بر مذهب اشاعره كه بحسن وقبح قايل نيستند وفعل وترك هر چيز را بر خدا جايز مىدانند وامّا بنا بر مذهب حق كه بعضي چيزها حسن ونيكو باشد وبعضي زشت وقبيح وآنچه حسن باشد بر خدا لازم است فعل آن وآنچه قبيح باشد بر خدا لازم است ترك آن پس قول بصحت فعل وترك هر دو در همهء أفعال أو معقول نتواند بود . وچون معنى قدرت معلوم شد مىگوئيم كه : مراد بفقرهء مباركه تعجب از كسى است كه شكّ در قدرت حق تعالى داشته باشد واحتمال اين دهد كه افعال أو بىقدرت بعنوان ايجاب از أو صادر شود مانند أفعال طبايع ، چنانكه قول بآن را نسبت ببعضى فلاسفه داده‌اند . ووجه تعجب اينست كه هر كه مخلوقات حق تعالى را مشاهده كند واندك تأمّل كند در آنها ديگر أو را مجال اين شكّ نماند ، زيرا كه يكى از مخلوقات أو آدمي است كه خلق شده از قطرهء آب متشابه الاجزاء ، ومشتمل است بر اعضاى مختلفه وأجسام متنوّعه از گوشت وپوست وعروق واعصاب وغضاريف ورباطات وأخلاط وغير آنها هر يك در جائى وبر وجهي كه مصلحت اقتضاى آن كند ومتضمن حكمتها وفوايد ومنافع ومصلحتها باشد فزون از احاطهء حصر واحصا ، وپر ظاهرست كه چنين فعلى بي كمال قدرت وعلم فاعل آن نتواند بود وبايد كه هر جزوى را از روى قدرت بر وفق حكمت ومصلحت خلق كرده باشد ، واگر از قبيل افعال طبايع بود اين اختلافات در آن متصوّر نبود بايست كه همهء اجزاى آن متشابه باشد واحتمال اين كه اجزاء آن آب مركب باشد از موادّ مختلفه كه هر يك قابليت آن صورتي داشته باشد كه فايض شده بر آن ، واستناد اين اختلافات باختلاف قوابل باشد نه قدرت فاعل ، احتمالي است كه هيچ عقلي تجويز آن نكند ، وچه اختلافى در اجزاى يك قطره آب باشد كه مقتضى اين اختلافات تواند بود ؟ ! وبسبب آن هر يك در جاى خاصّى ووضع خاصّى بايد قرار گيرد ؟ ! أمثال اين احتمالات محض سفسطة ومكابره است ، وهمچنين قطرهء آبى كه تخم شود با آن همه