جمال الدين محمد الخوانساري
260
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
واحسان است وتأكيد سابق است ، وممكن است كه مراد به « تحيت » سلام باشد كه معنى شايع آن است ، ومراد به « بذل آن » بذل آن باشد بابتدا كردن بسلام بمردم وجواب سلام ايشان ، نه مانند جمعى از متكبران كه مضايقه كنند از آن ، خصوصا از ابتدأ بآن ، ونسبت بجمعى كه بحسب دنيا پستتر از ايشان باشند . وفرموده است آن حضرت عليه السّلام در ذكر ووصف رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله رحمت كناد خدا بر أو وآل أو . 6033 طبيب دوّار بطبّه قد احكم مراهمه ، واحمى مواسمه ، يضع ذلك حيث الحاجة اليه من قلوب عمى وآذان صمّ والسنة بكم يتتبّع بدوائه مواضع الغفلة ومواطن الحيرة . طبيبى است گردنده بطبّ خود ، بتحقيق كه محكم كرده مرهمهاى خود را ، وگرم كرده است تمغاهاى « 1 » خود را ، مىگذارد آن را در جائى كه حاجت باشد بسوى آن ، از دلهاى كور ، وگوشهاى كر ، وزبانهاى گنگ ، از پى مىرود بدواى خود جايگاههاى غفلت را ، ومواضع حيرت را . « طبيب » بمعنى علاج كننده است خواه علاج كنندهء جسم باشد وخواه علاج كنندهء نفس ، و « گردنده بطبّ خود » يعنى مىگردد از براي طبابت خود وتفحص ميكند تا هر كه را بيابد كه محتاج به آنست طبابت كند . و « مرهم » هر طلاى « 2 » نرمى را گويند كه زخم را بآن طلا كنند ، ومراد به « محكم كردن مرهمها » اينست كه چنان ساخته آن مرهمها را كه بر هر زخمى كه
--> ( 1 ) در بهار عجم گفته : « تمغا داغى كه بر ران أسب وديگر مواشي كنند ( تا آخر كلام طويل أو ) » . ( 2 ) در منتهى الإرب گفته : « طلاء ككساء قطران وهر چه را آن را در مالند بجائى » .