جمال الدين محمد الخوانساري

246

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

خوشا از براي كسى كه بكشد رنج خواهش خود را ، ودروغ شمارد آرزوهاى خود را ، وبيندازد غرضى را ، وجمع كند عوضى را . مراد به « كشيدن رنج خواهش خود » اينست كه از پى خواهش نرود ونگاهدارد خود را از آن وصبر كند بر سختى رنج وتعب آن . ومراد به « دروغ شمردن آرزوها » چنانكه چند فقره قبل أزين مذكور شد باطل دانستن آنهاست يا دروغ شمردن وعده‌هاى آنها وفريب نخوردن از آنها . و « غرض » بمعنى مطلب وهدف تير هر دو آمده ومراد در اينجا معنى اوّل است ومراد به « انداختن آن » زايل كردن آنست از خود وگذشتن از سر آن ، واستعمال لفظ « رمى » باعتبار مناسبت آن با معنى ديگر « غرض » كمال لطف دارد . و « جمع كند عوضى را » يعنى بگذرد از سر مطلبي وجمع كند بعوض آن أجر وثوابي را . 5972 طوبى لمن ركب الطّريقة الغرّاء ، ولزم المحجّة البيضاء ، وتولّه بالآخرة ، واعرض عن الدّنيا . خوشا از براي كسى كه سوار شود طريقهء غرّاء را ، وجدا نشود از محجّهء بيضاء ، وفريفته شود بآخرت ، ورو بگرداند از دنيا . « طريقهء غرّاء » يعنى راه سفيد روشن ، و « محجّهء بيضاء » نيز بهمان معنى است ومراد از آن راه ايمانست كه راهيست روشن ، وتاريكى در آن نباشد ، ومراد به « سوار شدن آن » سلوك آنست . 5973 طوبى لمن لم تقتله قاتلات الغرور . خوشا از براي كسى كه نكشد أو را كشنده‌هاى فريب . يعنى فريبهاى كشنده . و « كشته نشدن به آنها » اينست كه خود را از آنها نگاهدارد وگرفتار آنها نشود پس كشته نشود يعنى بهلاكت وزيان وخسران نيفتد . 5974 طوبى لمن لم تغمّ عليه مشتبهات الأمور . خوشا از براي كسى كه پوشيده نشود بر أو مشتبهات أمور ، يعنى أمور مشتبه