جمال الدين محمد الخوانساري
227
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
5896 ضالّة العاقل الحكمة فهو احقّ بها حيث كانت . گم شدهء عاقل حكمت است پس أو سزاوارترست بآن هر جا كه بوده باشد . مراد به « حكمت » سخنى است كه متضمن علم ومعرفتي باشد وغرض اينست كه چنين سخنان حقّ عاقل است وهر چه از آنها نرسيده باشد باو بمنزلهء مالي است از أو كه گم شده باشد از أو پس أو سزاوار ترست بآن ، هر جا كه بيابد آنرا بايد كه فرا گيرد آنرا ، ومراد به « عاقل » عالم است يا هر صاحب عقل وخردى . 5897 ضالّة الحكيم الحكمة فهو يطلبها حيث كانت . گم شدهء حكيم حكمت است پس أو طلب ميكند آن را هر جا كه بوده باشد . مراد به « حكيم » چنانكه مكرّر مذكور شد صاحب علم وعمل راست درست است يا مطلق صاحب علم . ومراد اينست كه سخنى كه متضمن حكمتى باشد در حقيقت مال اوست واگر پيش ديگرى بيابد بمنزلهء اينست كه چيزى گم شده از خود را يافته پس طلب ميكند آنرا وفرا مىگيرد از أو . 5898 ضالّة الجاهل غير موجودة . گم شدهء جاهل يافت شده نيست ، زيرا كه گم شدهء آدمي كه اعتنائى بآن باشد وآن را گم شدهء أو مىتوان گفت چيزيست كه نداند وبايست كه بداند پس گويا گم شده از أو ، وجاهل خود گم شدهء خود را باين معنى طلب نمىكند ودر پى يافتن آن نيست ، وبر تقديرى كه در جائى يا نزد كسى بيابد نمىشناسد وفرا نمىگيرد ، پس گم شدهء أو هرگز يافت نمىشود از براي أو ، بخلاف حكيم كه آنچه را نداند در پى يافتن آن باشد ونزد كسى يا در جائى كه بيابد مىشناسد كه گم شدهء اوست وفرا مىگيرد پس گم شدهء خود را مىيابد واللّه تعالى يعلم . 5899 ضرام الشّهوة تبعث على تلف المهجة .