جمال الدين محمد الخوانساري

209

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

غالب وبطلان مغلوب نبايد ساخت ، ومانند اينها ، « پس بدرستى كه بعضي از آن » ( تا آخر ) بيان وجه امر بعبرت گرفتن است از گذشته وآن اينست كه أحوال دنيا متشابه است وآخر آن مىرسد بأوّل آن از پى آن ، پس هر زماني را بر زمانهاى گذشته قياس مىتوان كرد . 5851 صدقة العلانية تدفع ميتة « 1 » السّوء . صدقه دادن آشكارا دفع ميكند مردن بد را ، يعنى مردن بىتهيه مثل مردن بفجاءة « 2 » وغرق وحرق وهدم ومانند آنها ، يا مردنى كه سخت ودشوار گذرد ، يا بوضع زشت وقبيحى باشد كه مردم تنفر كنند از آن . ومراد به « صدقه دادن آشكارا » ممكن است كه دادن زكاة واجبي باشد كه آشكار دادن آن أفضل است يا شامل هر صدقهء باشد كه آشكار دادن آن أفضل باشد مثل صدقهء كه آشكار داده شود بقصد اين كه مردم نيز اقتدا باو كنند ، وممكن است كه اين اثر بر مطلق صدقه دادن آشكار مترتّب شود هر چند گاهى پنهان دادن آن أفضل باشد بحسب ثواب أخروي . 5852 صلة الرّحم توجب المحبّة وتكبت العدوّ . صلهء رحم واجب مىسازد دوستى را ، ورسوا ميكند دشمنى را ، يعنى سبب اين مىشود كه خدا وخلق صاحب آنرا دوست دارند ودشمن أو خوار ورسوا گردد . وممكن است كه « تكبت العدوّ » باين معنى باشد كه : بر مىگرداند دشمن را ، يعنى

--> ( 1 ) شارح ( ره ) كلمهء « ميتة » را بفتح ميم ضبط كرده وگويا اشتباه باشد ، جزرى در نهاية گفته : « وفي حديث الفتن : فقد مات ميتة جاهليّة ، هي بالكسر حالة الموت أي كما يموت أهل الجاهليّة من الضلال والفرقة » وطريحى در مجمع البحرين گفته : « والميتة بالكسر للحال والهيئة ، ومنه : مات ميتة حسنة ، وميتة السّوء بفتح السين هي الحالة الّتى يكون عليها الانسان عند الموت كالفقر المدقع والوصب الموجع والألم المغلق والاعلال التي تفضى به إلى كفران النعمة ونسيان الذكر والأهوال التي تشغله عمّاله ، وعليه : مات ميتة جاهليّة أي كموت أهل الجاهليّة » . ( 2 ) يعنى ناگهانى وبىخبر مانند مرض سكتة وغير آن .