جمال الدين محمد الخوانساري

17

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

خود كرده بلكه گاه باشد كه آن دشمن نيز بسبب آن دوست گردد وحفظ برادرى از جانب أو نيز بشود . 5131 دع الكلام فيما لا يعنيك ، وفي غير موضعه ، فربّ كلمة سلبت نعمة ولفظة اتت على مهجة . واگذار سخن گفتن را در آنچه مهمّ نباشد ترا ، ودر غير جاى آن ، پس بسا كلمهء باشد كه زايل كند نعمتي را ، وبسا لفظي كه بيايد بر خونى . « مهمّ نباشد ترا » يعنى اعتنائى بآن نداشته باشى واز فوت آن غمّ وهمى رو ندهد ترا ، و « در غير جاى آن » يعنى واگذار سخن را در جائى كه جاى آن نباشد ، باعتبار اين كه گفتن آن در آنجا متضمن ضررى باشد يا فايدهء بر آن مترتب نشود ، و « بسا لفظي كه بيايد بر خونى » يعنى سبب ريختن خونى شود بناحقّ . 5132 دع ما يريبك إلى مالا يريبك . واگذار آنچه را بشكّ اندازد ترا بسوى آنچه بشكّ نيندازد ترا . يعنى در هر امرى وكارى هرگاه طريقي باشد كه شكى نباشد در صحت واستقامت آن ، وطريقي باشد كه مشكوك باشد ، آن طريق را اختيار كن كه شكى نباشد در آن ، ووا گذار آن طريق را كه شكّ داشته باشى در آن هر چند منفعت آن بر تقدير صحت زيادة باشد از منفعت آن طريق يقيني . واز اين قبيل است عمل باحتياط در مسائل شرعيه ، چه هر گاه عمل باحتياط شود يقين ببرائت ذمّه حاصل شود ، وهر گاه عمل بآن نشود شكّ باشد در آن ، پس عمل بيقين بايد كرد مثل اين كه جمعى از علما قرائت سوره را در نماز واجب مىدانند ، وجمعى ديگر واجب نمىدانند بلكه مستحبّ مىدانند ، پس اگر كسى احتياط كند وبخواند يقين ببرائت ذمّهء خود حاصل كند وبنا بر هر دو مذهب نماز أو صحيح باشد ، واگر نخواند أو را يقين بآن نباشد بلكه شكّ در آن باشد ،