جمال الدين محمد الخوانساري
201
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
نگاهدار ايمان خود را از شكّ ، پس بدرستى كه شكّ فاسد ميكند ايمان را ، چنانكه فاسد ميكند نمك عسل را . مراد اينست كه ايمان به هر چه بايد آورد بايد كه بعنوان جزم ويقين باشد وشكّ را در آن بهيچ وجه راهى نباشد ، وبا وجود شكّ هر چند بعنوان احتمال بعيدى باشد ايمان فاسد گردد . 5823 صواب الرّأى باجالة الافكار . درستى رأى بجولان دادن فكرهاست ، يعنى رأى وانديشهء درست در كارها باين حاصل شود كه مشورت با عقلا بشود وفكرها در آن جولان داده شود تا از ميان آنها رأى درست ظاهر گردد . 5824 صاحب السوء قطعة من النّار . مصاحب بد پارهايست از آتش . يعنى ضرر أو باين كس مثل ضرر پارهايست از آتش كه بجان أو افتد ، واين از قبيل تشبيه معقول بمحسوس است . 5825 صاحب المعروف لا يعثر « 1 » ، وإذا عثر وجد متّكأ . صاحب احسان نمىلغزد وهر گاه بلغزد مىيابد تكيه گاهى ، يعنى كسى كه احسان بمردم بسيار كند أو نمىلغزد ، وبر فرضى كه بلغزد مىيابد تكيه گاهى كه بآن پناه برد ولغزش أو عفو شود كه همان احسانهاى أو باشد ، وممكن است كه مراد اين باشد كه هر گاه كسى كارى را بقصد احسان بكند أو نمىلغزد در آن ، وبر فرضى كه بلغزد مىيابد تكيه گاهى كه تكيه كند بآن ولغزش أو عفو شود كه همان قصد أو باشد وببركت اين كه قصد أو در آن احسان بوده لغزش أو عفو شود .
--> ( 1 ) در أقرب الموارد گفته : كه « عثر » بمعنى « زلّ » و « كبا » از باب نصر وضرب وعلم وكرم استعمال مىشود .