جمال الدين محمد الخوانساري
15
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
نگردانيده از حرامها وبديها ، وخالص نساخته از تلخيها ، بلكه آميخته ساخته حلال آنرا بحرام آن ، وخوب آنرا ببد آن ، وشيرين آنرا بتلخ آن ، هر يك از براي حكمت ومصلحتى چند كه در آن بوده كه مقام گنجايش تفصيل آنها را ندارد وآنچه مذكور شد « از بودن غرض از آن امتحان ، نه أقامت در آن » كافيست در اشارهء اجمالي به آنها . 5126 دار البقاء محل الصّدّيقين ، وموطن الأبرار والصّالحين . خانهء بقا يعنى بهشت جايگاه آنانست كه ملازم راستىاند ، ومحلّ نيكوكاران وصالحان است . 5127 دار الفناء مقيل العاصين ومحلّ الأشقياء والمتعدّين « 1 » . خانهء فنا يعنى دنيا خوابگاه عاصيان ومحلّ بدبختان واز حدّ در گذرندگان است ، يعنى ايشان آنرا محلّ أقامت خود قرار دادهاند وتمتع از لذّات آنرا غرض از آن دانستهاند ، بخلاف أطاعت كنندگان ونيكبختان كه مىدانند كه غرض از آن تحمل مشقت طاعات وعبادات وصبر بر مصائب ونوائب است از براي فيروزى بسعادت ونيكبختى در سراى پايندهء جاويد . 5128 دار النّاس تأمن غوائلهم ، وتسلم من مكايدهم . مدارا كن با ناس تا أيمن باشى از مصيبتهاى ايشان ، وسالم مانى از فكرهاى ايشان . « مدارا » بمعنى تقيه كردن ونرمى كردنست ومراد به « ناس » مخالفان است يا مطلق مردم ، و « مصيبتهاى ايشان » يعنى مصيبتهائى كه ايشان بتو رسانند اگر مدارا نكنى .
--> ( 1 ) شارح ( ره ) اين كلمه را جمع « متعدّى » يعنى اسم فاعل از باب تفعّل گرفته است ليكن در بعضي نسخ چاپى غرر ودرر كه الآن در نزد من است ( چاپ هند ) « المعتدين » بصيغهء اسم فاعل از باب افتعال ضبط شده است وهر دو درست است .