جمال الدين محمد الخوانساري
153
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
دشنام دادن تو بر كسى كه پست مرتبهتر از تو باشد نادانيى است عيبناك كننده ، چه ظاهرست كمال خفت وخوارى اين كه كسى خود را طرف كسى كند كه پستتر ازو باشد ودشنام دهد باو . 5647 سفهك على من في درجتك نقار كنقار الدّيكين ، وهراش كهراش الكلبين ، ولن يفترقا الّا مجروحين أو مفضوحين ، وليس ذلك فعل « 1 » الحكماء ولا سنّة « 2 » العقلاء ، ولعلّه ان يحلم عنك فيكون اوزن منك وأكرم ، وأنت انقص منه وألام . دشنام دادن تو بر كسى كه بوده باشد در مرتبهء تو منقار زدني است مانند منقار زدن دو خروس ، وبا هم جنگ كردنى است مثل با هم جنگ كردن دو سگ ، وحال اين كه جدا نشوند مگر هر دو زخم زده شده يا هر دو رسوا كرده شده ، ونيست اين كار دانايان ونه طريقهء عاقلان ، وبسا باشد كه أو بردبارى كند از تو پس بوده باشد سنگينتر از تو وگرامىتر ، وبوده باشى تو ناقصتر از أو وپست مرتبهتر . مراد اينست كه : اگر كسى دشنام دهد كسى را كه در مرتبهء أو باشد اگر أو هم جواب گويد ودشنام دهد هر دو مانند دو خروس يا دو سگ باشند كه با هم جنگ كنند تا هر دو مجروح يا خسته ومانده وخوار وزار گردند ودانايان وعاقلان چنين كارى نكنند ، واگر
--> ( 1 ) شارح ( ره ) « فعل » را هم برفع وهم بنصب ضبط كرده وبر روى آن كلمه « معا » نوشته است تا اشاره باشد كه قرائت آن هم برفع جايز است تا اسم ليس باشد و ( ذلك ) خبر آن كه مقدم شده ، وهم بنصب جايز است تا ( ذلك ) اسم آن باشد وهر يك از آن خبر آن ، وچون معرفه است مانعى از جهت تعريف وتنكير در كار نيست پس هر دو وجه درست است . ( 2 ) شارح ( ره ) « سنت » را هم برفع وهم بنصب ضبط كرده وبر روى آن كلمه « معا » نوشته است تا اشاره باشد كه قرائت آن هم برفع جايز است تا اسم ليس باشد و ( ذلك ) خبر آن كه مقدم شده ، وهم بنصب جايز است تا ( ذلك ) اسم آن باشد وهر يك از آن خبر آن ، وچون معرفه است مانعى از جهت تعريف وتنكير در كار نيست پس هر دو وجه درست است .