جمال الدين محمد الخوانساري
143
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
5620 ساع سريع نجا ، وطالب بطيىء رجا . بسا سعى كنندهء تندروى كه نجات يافت ، وبسا طلب كنندهء آهسته روى كه اميدوار ماند . مراد اينست كه در كارهاى خير شتاب بايد كرد وزود بعمل آورد كه اگر كسى قصد آنها داشته باشد ودرنگ كند در آنها بسا باشد كه ديگر فرصت نيابد وباميد خود نرسد وهمان اميدى بآن ماند . واحتمال دارد كه « رجا » بمعنى « پس ماند » آمده باشد وبنا بر اين معنى اين باشد كه وبسا طلب كنندهء آهسته روى كه پس ماند وبمطلب نرسيد واين ترجمه بنا بر اينست كه « ربّ » كه بمعنى بساست در كلام مقدّر باشد « 1 » . ممكن است كه تقدير نشود و « ساع » مبتدأ باشد و « نجا » خبر آن ، وهمچنين « طالب » و « رجا » وعبارت چنين خوانده شود « ساع سريع نجا ، وطالب بطيىء رجا » وترجمه اين باشد كه : سعى كنندهء تندروى نجات يافت وطلب كنندهء آهسته روى اميدوار ماند يا پس ماند ، وحاصل اين نيز همانست . 5621 سوء المنطق يزرى بالبهاء والمروّة « 2 » . بدى گفتار عيبناك مىسازد بها ومروّت را . « بهاء » بمعنى نيكوئى است ومروّت چنانكه مكرّر مذكور شد بمعنى مردى است يا آدميت . ودر بعضي نسخهها « المنطق » است ودر بعضي « النطق » وهر دو بمعنى گفتار است چنانكه ترجمه شده .
--> ( 1 ) اين تقدير مبنى بر قاعدهايست كه در نحو ثابت شده ، ابن هشام در مغنى در حرف « ربّ » نسبت بانفراد « ربّ » از « قد » و « صيغ تصغير » گفته : « وتنفرد ربّ بوجوب تنكير مجرورها ، ونعته ان كان ظاهرا ، وتذكيره وتمييزه بما يطابق المعنى ان كان ضميرا ، وغلبة حذف معدّاها ومضيّه ، وإعمالها محذوفة بعد الفاء كثيرا ، وبعد الو أو أكثر ، وبعد بل قليلا ، وبدو نهنّ أقلّ ، كقوله : فمثلك حبلى قد طرقت ومرضع ، وقوله : وأبيض يستسقى الغمام بوجهه ، وقوله : بل بلد ذي صعد وآكام ، وقوله : رسم دار وقفت في طلله » پس معلوم شد كه اين تقدير از قسم أخير اقسام مذكوره در كلام ابن مالك است ( يعنى بدون فاء وواو وبل ) . ( 2 ) شارح ( ره ) نظر بازدواج اين كلمه با كلمهء « الاخوة » كه در آخر فقرهء بعد است آنرا بو أو خوانده ، زيرا در سابق هر چه ذكر شده همه را بهمزة ضبط كرده است پس بايد علت در اينجا آن باشد كه گفتيم .