جمال الدين محمد الخوانساري
116
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
أبقى ذخرا وأجمل ذكرا . زياد كن در كردن نيكوئى وبسيار كن از كردن احسان پس بدرستى كه آن باقىترست بحسب ذخيرة ، وزيباترست بحسب ذكر ، يعنى آن ذخيرهايست باقىتر از هر ذخيرهء ، وذكر آن نزد خدا وخلق زيباتر از ذكر هر كار خيريست . 5499 زلّة المتوقّى اشّد زلّة ، وعلّة اللّوم أقبح علّة . لغزش متوقّى سختتر لغزشيست ، ورنج سرزنش زشتتر رنجيست . ظاهر اينست كه مراد به « متوقّى » كسيست كه اظهار حفظ ونگاهدارى خود مىنمايد از گناهان ودعوى ورع وتقوى مىنمايد وظاهرست كه گناهى كه از چنين كسى ظاهر شود سختتر لغزشيست ، چه رسوائى وسرزنش زياد دارد ، بخلاف كسى كه آن را بر خود نبسته كه چندان رسوائى وسرزنش ندارد وغرض از اين كه « رنج سرزنش زشتتر رنجيست » تحريص مردم است بر اين كه كارى نكنند كه سبب سرزنش شود كه هر كه را اندك غيرتى باشد هيچ دردى ورنجى بآن نرسد . وممكن است كه : غرض اشارهء نيز باشد بوجه سختتر بودن لغزش متوقّى باين كه سبب سرزنش مىشود چنانكه مذكور شد وهيچ رنجى زشتتر از آن نباشد . وممكن است كه مراد به « متوقّى » كسى باشد كه مبالغه كند در حفظ ونگاهدارى خود ، ومراد اين باشد كه : چنين كسى گاه هست كه لغزش ميكند سختترين لغزشى ، وغرض اين باشد كه مبالغهء زياد در آن خوب نيست بلكه بايد كه ميانهروى كرد در آن وتوكل بر حفظ وحراست حق تعالى كرد . وممكن است كه « لؤم » با همزه باشد بمعنى بخيلى يا ناكسى ودنائت نه بمعنى سرزنش كه ترجمه شد وترجمه اين باشد كه : علت ومرض بخيلى ودنائت زشتترين علت ومرضى است وبنا بر اين كلامي است عليحده ومربوط بسابق نيست واللّه تعالى يعلم . 5500 زيادة الشّرّ دناءة ومذلّة . زيادتى بدى دنائت است وخوارى يعنى از پستى مرتبه ناشى شود وسبب خوارى گردد نزد خدا وخلق ، يا اين كه سبب هر دو گردد .