جمال الدين محمد الخوانساري
87
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
دفن مىشود در آن پس دنيا شايسته آن نيست كه كسى حريص باشد در طلب آن وسعى زياد كند از براي آن وخود را از آخرت با همه وسعت بهره هر كس از آن وكثرت نعمتهاى پاينده آن محروم گرداند وذكر « بودن « 1 » أو افتاده بر گونه » اشاره باين است كه بر پهلو بخاك افتد وبهره أو از زمين در طرف عرض بقدر عرض پهلوى أو باشد نه بقدر تمام عرض أو بخلاف اين كه بر پشت بخوابد يا بر أو . 3897 انّما الحازم من كان بنفسه كلّ شغله ولدينه كلّ همّه ولآخرته كلّ جدّه . بدرستى كه نيست دورانديش مگر كسى كه بوده باشد بنفس أو تمامى مشغولى أو ، واز براي دين أو همه اندوه أو ، واز براي آخرت أو تمام جهد أو ، يعنى تمامى مشغولى أو در اصلاح نفس خود باشد ، وهمه اندوه أو از خوف نقص دين أو باشد ، وسراسر جدّ وجهد أو از براي تحصيل آخرت باشد . 3898 انّما الدّنيا دار ممرّ والآخرة دار مستقرّ فحذوا من ممرّكم لمستقرّكم ولا تهتكوا استاركم عند من يعلم اسراركم . بدرستى كه نيست دنيا مگر خانه گذرگاه وآخرت خانه محلّ قرار است پس فرا گيريد از گذرگاه خود از براي محلّ قرار خود ومدريد پردههاى خود را نزد كسى كه ميداند اسرار شما را مراد به « فرا گرفتن از گذرگاه از براي محلّ قرار » اين است كه فرا گيرند در گذرگاه چيزى چند از عملهاى نيكو كه سبب رفاهيت ايشان باشد در خانه محلّ قرار ومراد به « ندريدن پرده ها نزد كسى كه ميداند اسرار ايشان را يعنى حق تعالى كه عالم است باسرار هر كس وآنچه در دل گذارند چه جاى آنچه آشكارا كنند » اين است كه كار بدى مكنيد نه آشكار ونه نهان كه باعث رسوائى
--> ( 1 ) عبارت و « ذكر بودن » تا آخر فقط در نسخه مسجد سپهسالار ضبط شده است .