جمال الدين محمد الخوانساري
85
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
بدرستى كه نيست دنيا مگر متاع روزى چند اندك بعد از آن زايل مىشود چنانكه زايل مىشود سراب ، وگشوده مىشود چنانكه گشوده مىشود ابر . « متاع » بمعنى منفعت است يا چيزى كه بآن بهره مند گردند و « سراب » آن است كه در بيابانها در نيمه روز مىنمايد كه گويا آب است . 3891 انّما البصير من سمع ففكّر ونظر فابصر وانتفع بالعبر . بدرستى كه نيست بينا مگر كسى كه بشنود پس تفكر كند ، ونگاه كند پس ببيند ونفع يابد بعبرتها يعنى آنچه بشنود از مسائل وعلوم بلكه از غير آنها نيز تفكر كند در آن واستنباط كند از آن علومى ديگر كه استنباط توان نمود از آن ، و « نگاه كند پس ببيند » يعنى ببيند آن را حقيقت ديدن وآن اين است كه پى برد از آن به آن چه پى توان برد از حقايق ودقايق . و « نفع يابد بعبرتها » يعنى از چيزها عبرت گيرد وعمل كند بآن عبرتها مثل اين كه هر چه را ببيند كه نتيجة خوب دارد مرتكب گردد وهر چه را بيايد كه ثمرهء بد دارد اجتناب كند از آن . 3892 انّما الحليم من إذا اوذى صبر وإذا ظلم غفر . بدرستى كه نيست بردبار مگر كسى كه هرگاه ايذاء كرده شود ، صبر كند وهرگاه ستم كرده شود نبخشايد . 3893 انّما المرء مجزى بما اسلف وقادم على ما قدّم . بدرستى كه نيست مرد مگر جزا داده شده به آن چه پيش كرده باشد ووارد شونده بر آنچه پيش فرستاده باشد . 3894 انّما الكيّس من إذا أساء استغفر وإذا أذنب ندم .