جمال الدين محمد الخوانساري
4
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
بر تو تقدير خدا وحال آنكه گنه كار باشى وحاصل هردو يكى است . وپوشيده نيست كه اين تقرير در صبر وجزعي است كه بعد از وقوع مصيبت باشد واما قبل از وقوع آن هرگاه آثار وقوع آن ظاهر شود پس ظاهر است نيز كه صبر باعث وقوع آن نشود وجزع يعنى بىتابى كردن وآنچه مترتب بر آن مىشود از فرياد وفغان وبر خود زدن وأمثال آنها سبب رفع آن نمىشود كارى كه سبب رفع آن تواند شد توّسل بدعاست وتصدّق وأمثال آنها كه در شرع أقدس وارد شده كه سبب رفع بلا مىتواند شد وآن داخل جزع نيست ومنافاتى با صبر ندارد وممكن است حمل اين كلام معجز نظام بر صبر وجزع در اين صورت نيز . 3712 ان صبرت صبر الأحرار والّا سلوت سلوّ الأغمار . اگر صبر كنى صبر آزادگان واگر نه فراموش خواهى كرد فراموش كردن آنان كه تجربهء أمور نكرده باشند وزود گول خوردند مراد اين است كه از مصيبت بغير تسلى بآن چاره نيست پس اگر در ابتدأ صبر كنى بر آن مانند صبر آزادگان كه خود را از بند علايق آزاد كردهاند وفوت چيزى از مال يا جاه يا غير آن باعث جزع وناشكيبائى ايشان نمىشود پس زهى شرف كه داخل ايشان باشى والّا بالضرورة آخر تسلى خواهى شد مانند تسلى شدن گول خورندگان چه ايشان در ابتداى وقوع مصيبت جزع واضطراب بسيار كنند وبعد از چندى لاعلاج تسلى ميشوند وترك آن ناشكيبائى نمايند پس اگر صبر نكنى آخر مانند ايشان تسلى خواهى شد تسلى شدني كه فضيلتى واجرى در آن نباشد . 3713 ان صبرت أدركت بصبرك منازل الأبرار وان جزعت اوردك جزعك عذاب النّار . اگر صبر كنى تو درمىيابى بسبب صبر خود منزلهاى نيكوكاران را ، واگر بي صبري كنى وارد سازد ترا بىصبرى تو بعذاب آتش .