جمال الدين محمد الخوانساري
82
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
1926 الاستصلاح للأعداء بحسن المقال وجميل الافعال أهون من ملاقاتهم ومغالبتهم بمضيض القتال . بصلاح آوردن دشمنان يعنى باين كه ترك دشمنى كنند بخوبى گفتار وزيبائى كردارها آسانترست از بهم رسيدن بايشان وغالب شدن بر ايشان بمضيض جنگ يعنى اندوه آن يا درد مصيبت آن . 1927 الّصبر عن الّشهوة عفّة وعن الغضب نجدة وعن المعصية ورع . صبر از خواهش عفّت است ، واز خشم بلندى مرتبه است ، واز گناه ورع وپرهيزگاريست ، يعنى عفّت اين است كه آدمي از پى خواهش نفس وآرزوى آن نرود هر چند امر مشروعى باشد ، وصبر از غضب وخشم وفرو خوردن آن وانتقام نكشيدن رفعت وبلندى مرتبهء اين كس است ، وصبر از گناه ومرتكب آن نشدن پرهيزگارى است كه امر بآن شده ، وپوشيده نيست كه « بودن صبر از خشم بلندى مرتبه واز گناه پرهيزگارى » محلّ سخن نيست ، امّا « بودن عفّت بمعنى مذكور » شايد كه در عرف آن زمان باشد چنانكه در عرف اين زمان « عفيف » كسى را گويند كه بطن وفرج خود را از محرّمات نگاه دارد ، امّا أهل لغت پس عفّت را بمعنى بازداشتن از هر چه حلال نباشد گفتهاند وبنا بر اين بمعنى پرهيزگارى خواهد بود . 1928 الّسخاء أن تكون بمالك متبرّعا وعن مال غيرك متورّعا . سخاوت اين است كه بوده باشى بمال خود متبرّع وبمال غير خود پرهيزگار ، « متبرّع » كسى است كه چيزى را دهد از روى تفضّل بي اين كه واجب باشد بر أو ، ومراد به « پرهيزگارى از مال غير » اين است كه آن را بي اذن مالك بهيچ وجه تصرّف نكند .