جمال الدين محمد الخوانساري

79

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

ستم أو بمذمّت كنندهء أو چيزى ، ودادگر بخلاف اين است يعنى مردم أو را دوست دارند ومدح وثنا كنند حتّى جمعى كه نرسيده باشد از دادگرى أو بايشان نفعي . 1911 العاقل من وضع الأشياء مواضعها والجاهل ضدّ ذلك . عاقل كسى است كه بگذارد چيزها را در جايگاههاى آنها ونادان بر خلاف اين است ، وپوشيده نيست كه از جملهء گذاشتن هر چيز در جاى آن اين است كه اگر احسان كند بكسى كند كه اهليّت آن داشته باشد واگر منع كند از كسى كند كه مستحقّ منع باشد مثل اين كه داند كه در مصارف بد صرف ميكند واگر مدح كند كسى را كند كه سزاوار آن باشد واگر مذمّت كند كسى را كند كه مستحقّ آن باشد وهمچنين اين كه سلوك كند با هر كسى بقدر رتبه وپايهء أو ، وبر اين قياس در ساير أمور . 1912 العالم والمتعلّم شريكان في الاجر ولا خير فيما بين ذلك . عالم وكسى كه از أو تعليم گيرد هر دو شريكند در اجر وثواب وخيرى نيست در آنچه در ميانهء اين باشد يعنى در كسى كه نه عالم باشد ونه متعلّم ، ودر أحاديث بسيار وارد شده كه مراد به « عالم » ائمّه است صلوات اللّه عليهم وبه « متعلّم » شيعيان ايشان ، وغير ايشان بمنزلهء خس وخاشاكى چندند . 1913 الدّنيا دول فأجمل في طلبها واصطبر حتّى تأتيك دولتك . دنيا دولتهائى است پس رعايت وسط كن در طلب آن وافراط مكن وصبر كن تا بيايد بتو دولت تو ، يعنى دنيا بر يك دولت قرار نگيرد وهر چندى دولت جمعى باشد پس پر سعى مكن در طلب دنيا ودر دولتي كه دانى نفعي بتو ندارد طلب مكن وتعب وزحمت عبث مكش ، وصبر كن تا بيايد دولت تو اگر از أهل دولت باشى . 1914 الحمق الاستهتار بالفضول ومصاحبة الجهول . حماقت وكم عقلي مشغول شدن بزيادتيهاست ومصاحبت با نادان ، مراد به