جمال الدين محمد الخوانساري

77

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

خالص باشد با أو در عيب أو وعيب أو را باو بگويد واغماض نكند يا اين كه پند دهد أو را در آن باب تا ترك كند آنرا ومراد به « نگاهداشتن أو در غايبانة أو » اين است كه غيبت أو نكند وامداد واعانتى كه تواند أو را بكند اگر همه بدعا وذكر خير باشد ومراد به « اختيار كردن أو بر نفس خود » اين است كه اگر چيزى داشته باشد كه هر دو احتياج بآن داشته باشند باو بدهد وأو را بر خود اختيار كند وهمچنين ضرر وزيان خود را بر ضرر وزيان أو ترجيح دهد . 1905 المرء حيث وضع نفسه برياضته وطاعته فان نزّهها تنزّهت وان دنّسها تدنّست . مرد در جائى است كه بگذارد نفس خود را در آنجا برام كردن أو وفرمانبردارى أو پس اگر پاك دارد آن را پاك گردد واگر چركن « 1 » دارد آن را چركن « 2 » گردد ، مراد اين است كه خوبى وبدى هر كس باختيار اوست وچنين نيست كه بعضي بىاختيار خوب باشند وبعضي بىاختيار بد بلكه هر كه هست اگر نفس خود را رام كند وبطاعت وعبادت وارد وپاك نگاه دارد از آلودگى معاصي پاك باشد واگر چركن « 3 » كند أو را بآلودگى معاصي چركن « 4 » گردد . 1906 الرّجل حيث اختار لنفسه ان صانها ارتفعت وان ابتذلها اتّضعت . مرد در مرتبهء است كه اختيار كند وبگزيند از براي نفس خود اگر نگه دارد أو را بلند شود واگر نگاهدارى نكند أو را پست گردد ، مراد اين است كه عزّت وخوارى اوست مثل فحش وهرزه گوئى وطمع از مردم وايذاء ايشان ومانند آنها بلند مرتبه گردد واگر نگاه ندارد خوار وذليل شود .

--> ( 1 ) بخط شارح ( ره ) صريحا « چركن » پس مخفف « چركين » است . ( 2 ) بخط شارح ( ره ) صريحا « چركن » پس مخفف « چركين » است . ( 3 ) بخط شارح ( ره ) صريحا « چركن » پس مخفف « چركين » است . ( 4 ) بخط شارح ( ره ) صريحا « چركن » پس مخفف « چركين » است .