جمال الدين محمد الخوانساري

74

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

بلندى مرتبهء أو باشد ، وبميرانده باشد رذائل خود را يعنى صفاتى را كه سبب پستى مرتبهء أو گردد باين كه از بيخ بركنده باشد خواهش خود را وهواي خود را . 1896 الامل كالسّراب يغر من رآه ويخلف من رجاه . اميد مثل سراب است كه فريب دهد هر كه را ببيند آنرا وخلف كند وعدهء هر كه را اميدوار آن شود « سراب » معروف است ومراد اين است كه چنانكه سراب فريب مىدهد كسى را كه ببيند آنرا وگمان ميكند كه آب است واميدوار مىشود بآن وبمنزلهء اين است كه وعده كرده باشد باو كه رفع تشنگى وحاجتهاى أو بآب كند وأو را بزحمت وتعب مىاندازد كه برود تا آنجا وچون مىرسد باو خلف وعده ميكند وظاهر مىشود كه فريب خورده ، همچنين اميد فريب مىدهد مردم را ووعدها ميكند بايشان وبتعب وزحمت سعى مىاندازد وأكثر أوقات اين است كه بعمل نمىآيد وخلف وعدها مىشود . 1897 السّلطان الجائر والعالم الفاجر أشدّ النّاس نكاية . پادشاه ستمكار وعالم بد كردار سخت‌ترين مردم‌اند در كاويدن « 1 » بايشان وايذاء كردن بايشان يعنى در آخرت اوّل باعتبار اين كه با وجود پادشاهى وسلطنت وسپردن رعيّت باو وامر أو بمحافظت ومراقبت أحوال ايشان ودفع ستم ديگران بر ايشان ستم أو خود بر ايشان كمال قبح ورسوائى دارد ودويم باعتبار اين كه عصيان ونافرمانى با وجود علم ودانش بسيار قبيح‌تر است از گناهى كه از جاهلي نادان سرزند وممكن است مراد اين باشد كه ايشان سخت‌ترين مردمند در كاويدن بمردم وضرر رسانيدن بايشان وناسور كردن زخم ايشان ، اوّل بحسب دنيا ودويم بحسب دنيا وآخرت . 1898 استكانة الرّجل في العزل بقدر شرّه في الولاية . فروتنى يا خوارى مرد در معزولى بقدر بدى اوست در حكومت ، پس هر حاكمى

--> ( 1 ) در برهان قاطع ( در حرف كاف تازى ) گفته : « گاويده بر وزن جاويده بمعنى كافتن وجستجو كردن وكسى را بدست وزبان آزار دادن باشد »