جمال الدين محمد الخوانساري
58
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
1826 المحاسن في الاقبال هي المساوى في الادبار . نيكوئيها در وقت رو آوردن بخت ودولت ، آنها بديهاست در وقت پشت كردن بخت ودولت يعنى در نظر مردم چنين نمايد ودر وقت اقبال كارى را كه گويند كه خوب كرده است همانها را در وقت ادبار هرگاه بكند گويند كه بد كرده ، يا اين كه در واقع كارى چند در وقت اقبال كه نيكو نشيند واثر خوب كند در وقت ادبار همان كارها درست ننشيند وضرر كند . 1827 الصّمت يكسيك الوقار ويكفيك مؤنة الاعتذا . خاموشى مىپوشاند ترا وقار ولنگر ، وكفايت ميكند از تو زحمت كارگزارى عذر گفتن را ، يعنى هر گاه كسى سخن گويد بسيار مىشود كه حرفى گويد كه محتاج شود كه در آن باب عذرى از كسى خواهد ، وهرگاه خاموش باشد اين زحمت نبايد كشيد . 1828 الامل سلطان الشّياطين على قلوب الغافلين . اميد تسلّط وغلبهء شيطانهاست بر دلهاى بي خبران ، يعنى باعث تسلّط وغلبهء ايشان مىشود يا اين كه ايشان آنرا مسلّط ميكنند تا از آن راه دست توانند يافت بر ايشان كه گمراه كنند ايشان را . 1829 الحكمة ضالة كلّ مؤمن فخذوها ولو من أفواه المنافقين . حكمت گم شدهء هر مؤمن است پس بگيريد آنرا واگر چه از دهانهاى منافقان باشد يعنى حكمت كه علم درست باشد در حقيقت مال مؤمنان است وهر گاه كسى چيزى از آنرا نداشته باشد گوئيا گم شده از أو پس هر جا كه بيابد بگيرد أو را واگر همه از دهانهاى منافقان باشد ، زيرا كه اعتبار بصحّت ودرستى علم است نه گويندهء آن ، هر گاه آن صحيح ودرست باشد بايد آموخت نزد هر كس كه باشد .