جمال الدين محمد الخوانساري

340

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

2784 الا وانّ الجهاد ثمن الجنّة فمن جاهد نفسه ملكها وهي أكرم ثواب اللّه لمن عرفها بدانيد وبدرستى كه جهاد قيمت وبهاى بهشت است پس هر كه جهاد كند با نفس خود مالك شود بهشت را وآن گرامىتر پاداش خداست از براي كسى كه داند آن را ، مراد به « جهاد » در اينجا بقرينهء تفريع مذكور خصوص جهاد وجنگ با نفس است از براي منع كردن آن از معاصي وداشتن بر طاعات كه جهاد أكبر است يا معنيى كه شامل آن نيز باشد ، ومراد به « بودن بهشت گرامىتر پاداشى از خدا » گرامىتر بودن آن است از پاداشى كه دهد بر كار خير در دنيا بكسى كه مستحقّ بهشت نباشد يا دهد باو در دنيا هر چند در آخرت نيز بهشت باو دهد نه گرامىتر بودن از ساير پاداشهاى اخروى بلكه رضوان وخوشنودئى از خدا أكبر وعظيم‌تر است از آن واز نعمتهاى آن چنانكه در قرآن مجيد فرموده وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ واز براي كسى كه داند آن را ميداند كه آن گرامىتر است نه اين كه گرامى بودن آن در واقع از براي چنين كسى است وكسى كه نداند آن را در واقع از براي أو گرامىتر نيست . 2785 الا وانّ شرايع الدّين واحدة وسبله قاصدة فمن اخذ بها لحق وغنم ومن وقف عنها ضلّ وندم . بدانيد وبدرستى كه شريعتهاى دين يكى است وراههاى آن راست است پس هر كه فراگيرد آنها را برسد بمطلب وفيروزى يابد ، وهر كه بايستد از آنها گمراه شود وپشيمان گردد ، « شريعت » راهى را گويند كه روند در آن بجائى كه آب بردارند مثل نهرى يا غديرى وأمثال آنها ، وبآن اعتبار هر ديني از دينهاى حقّ را شريعت گويند ، وهمچنين هر حكمي از احكام آن دينها را ، ومراد به « بودن شريعتهاى دين يكى » اين است كه آنچه از آنها متعلّق بأصول دين باشد يكى است