جمال الدين محمد الخوانساري
328
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
[ حرف الف بألف استفتاح ] ( از آنچه وارد شده از حكمتهاى حضرت أمير المؤمنين علىّ بن أبي طالب عليه السّلام در حرف الف « بألف استفتاح ) ومراد بألف استفتاح الفي است كه در كلمهء « الا » است وهمچنين كلمهء « اما » كه مركّب است از همزهء استفهام بالا كه حرف نفى است وآن را حرف استفتاح گويند باعتبار اين كه در اوّل كلام واقع شود واستفتاح كلام بآن نمايند وأصل معنى آن استفهام از نفى است يعنى « آيا نيست » وگاهى استفهام در آن بر حقيقت محمول است وأكثر اين است كه از براي انكار است وغرض تحقيق واثبات جملهء بعد است زيرا كه انكار نفى چيزى لازم دارد اثبات وتحقيق آن را ، وباين اعتبار آن را « حرف تنبيه » گويند يعنى غرض از آن تنبيه وآگاه كردن مخاطب است بر تحقيق مضمون جملهء كه بر آن داخل شده وبسيارى از فقرات مذكوره در اين باب از اين قبيل است چنانكه ظاهر شد ، وگاهى مستعمل مىشود از براي توبيخ وسرزنش ومراد اين است كه چرا چنين نيست ، وگاهى از براي عرض وتحضيض ، وهر دو از براي طلبند نهايت « عرض » طلبي است از روى نرمى وهموارى مثل وَلا يَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْكُمْ وَ » آيا دوست نمىداريد كه بيامرزد خدا مر شما را و « تحضيض » تحريص كسى است بر چيزى وطلب آن از روى شدّت . واز آنچه نقل شده از آن حضرت صلوات اللّه عليه در اين باب اين است كه فرموده : 2751 الا منتبه « 1 » من رقدته قبل حين منيّته . آيا نيست بيدارى از خواب خود پيش از هنگام مرگ خود ؟ ! يعنى كسى كه آگاه وبا خبر باشد از خود ودر خواب غفلت نباشد پيش از هنگام مرگ كه همه را
--> ( 1 ) كذا صريحا بضبط اعراب در نسخهء أصل كه بخطّ شارح ( ره ) است .