جمال الدين محمد الخوانساري
289
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
فوت است وپشيمانى يعنى فوت آن مطلب كه شتاب در آن مىشود يا بالكلّيّه يا بر آن نحوى كه بايد وسزاوار باشد وبر هر تقدير سبب پشيمانى گردد . 2637 ايّاك والهذر فمن كثر كلامه كثرت آثامه . دورى كن از بسيار گوئى پس كسى كه بسيار باشد سخن أو بسيار باشد گناهان أو ، زيرا كه كم است كه در سخن بسيار غيبت ودروغ وباطل ومانند آنها نباشد . 2638 ايّاك والظّلم فمن ظلم كرهت أيّامه . دورى كن از ستم كردن پس هر كم ستم كند ناخوش گردد روزگار أو . 2639 ايّاك والبطنة فمن لزمها كثرت اسقامه وفسدت أحلامه . دورى كن از پرى شكم پس هر كه لازم باشد آن را واز آن جدا نشود يعنى أكثر أوقات چنين باشد بسيار شود بيماريهاى أو ، وفاسد شود خوابهاى أو ، يعنى خوابهاى أو را اعتباري نباشد واثرى بر آنها مترتّب نشود . 2640 ايّاك ومصاحبة الفسّاق فانّ الشّرّ بالشّر يلحق « 1 » . دورى كن از مصاحبت فاسقان پس بدرستى كه بد ببد مىپيوندد پس هر كه با بدان مصاحبت كند نشان بدى اوست . 2641 ايّاك ومعاشرة الأشرار فانّهم كالنّار مباشرتها تحرق . دورى كن از آميزش با بدان پس بدرستى كه ايشان مثل آتشاند كه مباشرت آن يعنى رسيدن آن بپوست اين كس مىسوزاند وپوشيده نيست كه سوزانيدن بدن يا باعتبار اين است كه نمىشود كه آخر بدى ايشان باين كس نرسد ويا باعتبار اين كه
--> ( 1 ) در حاشيهء نسخهء كتابخانهء مدرسهء سپهسالار « ملحق » ( بميم وصيغهء اسم مفعول از باب افعال ) بعنوان نسخه بدل ياد شده است .