جمال الدين محمد الخوانساري
266
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
مرتبه ، وسازگار آخرت ، وجدا نشدن از بردبارى ، بخيلى كه ترجمه شده بنا بر اين است كه : « الجمد » بجيم مكسور خوانده شود نهايت در نسخهها كه بنظر رسيده « الحمد » بحاى بي نقطه مفتوح واقع شده بمعنى ستايش وبنا بر اين مراد اين است كه پناه ببريد از حدّت وتندى كه حاصل شود شما را بسبب ثنا وستايش مردم شما را باعتبار عجبي كه حاصل شود از آن ، نهايت گمان فقير اين است كه با جيم است چنانكه ترجمه شده نه حا ، چنانكه در نسخهها واقع شده وباقي كلام ظاهرست ومحتاج بشرح نيست . 2566 اعجبوا لهذا الانسان ينظر بشحم ويتكلّم بلحم ويسمع بعظم ويتنفّس من خرم . تعجّب كنيد از اين آدمي كه نگاه ميكند بپارهء پيه وسخن مىگويد بپارچهء گوشتى ، ومىشنود باستخوانى ، ونفس مىكشد از رخنهء ، مراد اين است كه : تعجّب كنيد از اينها واستنباط كنيد از اينها كمال قدرت حق تعالى را . 2567 اضربوا بعض الرّأى ببعض يتولّد منه الصّواب . بزنيد بعضي رأى را ببعضى مىزايد « 1 » از آن آنچه راست ودرست باشد يعنى هرگاه در باب كارى با يكديگر مشورت كنيد رأى هر يك را با رأى ديگرى بسنجيد تا از آن ظاهر مىشود [ يا شود ] آنچه رأى درست باشد باين نحو كه رجحان رأى يكى ظاهر مىشود يا ظاهر مىشود رجحان رأى مركّب از چند رأى باين نحو كه از رأى هر يك جزوى در آن باشد . 2568 اجملوا في الخطاب تسمعوا جميل الجواب . نيكوئى كنيد در خطاب تا بشنويد جواب نيكو ، يعنى هرگاه از كسى چيزى
--> ( 1 ) در نسخهء كتابخانهء مسجد سپه سالار « تا بزايد از آن » وآن أصحّ است زيرا مضارع در جواب امر مجزوم مىشود ومعنى نيز طبق آن ميباشد ومعلوم مىشود كه در موقع استنساخ نسخهء دوم را بنظر شارح ( ره ) رسانيدهاند واصلاحش كرده است ليكن با آنكه در نسخهء أصل « يتوّلد » را در متن مرفوع ضبط كرده بوده از اصلاح آن غفلت نموده است .