جمال الدين محمد الخوانساري
231
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
« يملك » دوّم بياى دو نقطهء زير بصيغهء مضارع واقع شده وبنا بر اين ترجمه اين است كه : تا اين كه نيكوئى كند بسوى تو كسى كه مالك مىشود بندگى ترا وپوشيده نيست كه « تملّك » بتاى دو نقطهء بالا وتشديد لام بصيغهء ماضي چنانكه ترجمه شد أنسب مىنمايد « 1 » . 2455 اصحب النّاس بما تحبّ ان يصحبوك تأمنهم ويأمنوك . مصاحبت كن با مردم بآن روشى كه دوست مىدارى كه ايشان مصاحبت كنند با تو تا أيمن شوى از ايشان وأيمن شوند ايشان از تو . 2456 انصف من نفسك قبل ان ينتصف منك فانّ ذلك أجلّ لقدرك وأجدر برضا ربّك . انصاف بياور از نفس خود پيش از اين كه داد ستانيده شود از تو پس بدرستى كه اين بزرگترست از براي قدر تو وسزاوارترست بخشنودى پروردگار تو يعنى انصاف بياور وعدل كن از جانب نفس خود وحقّ كسى كه پيش تو باشد اداى آن بكن پيش از اين كه حاكم يا غير أو در دنيا يا حق تعالى در آخرت داد أو را از تو بستاند زيرا كه هرگاه چنين كنى اين معنى بزرگتر دارد قدر ترا ، وسزاوارترست باين كه پروردگار تو از تو خشنود گردد . 2457 ابدء الّسائل بالنّوال قبل الّسؤال فانّك ان أحوجته إلى سؤالك أخذت من حرّ وجهه أفضل ممّا أعطيته . ابتدأ كن سائل را ببخشش پيش از سؤال پس بدرستى كه اگر أو را محتاج گردانى بسؤال از تو مىگيرى از آبروى أو زيادة از آنچه عطا كنى أو را .
--> ( 1 ) از عبارت « ودر أكثر نسخهها » تا آخر فقط در نسخهء كتابخانهء مدرسهء سپهسالار است ، ووجه أنسبيت درست بنظر نمىآيد ، فتفطّن .