جمال الدين محمد الخوانساري
215
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
بدرستى كه رعايت حرمتها دلالت ميكند بر نيكوئى خوى ورو آوردن بر صاحبان مروّات ظاهر مىساز بلندى همّت را « 1 » ، ودر بعضي نسخهها لفظ « ذوى » نيست وبنا بر اين بايد لفظ « صاحبان » از ترجمه بيفتد . 2418 افعل الخير ولا تفعل الشّرّ فخير من الخير من يفعله وشرّ من الشّر من يأتيه بفعله . بكن خير را ومكن شرّ را پس بهتر است از خير كسى كه ميكند آنرا وبدتر است از شرّ كسى كه مىآيد نزد آن بكردن آن يعنى كسى كه ميكند آن را ودر بعضي نسخهها « بفعله » نيست بنا بر اين « بكردن آن » از ترجمه مىافتد ومراد بآمدن نزد آن كردن آن است . 2419 أقم النّاس على سنّتهم ودينهم وليأمنك برئهم وليخفك مريبهم وتعاهد ثغورهم وأطرافهم . برپاى دار مردم را بر طريقهء ايشان ودين ايشان وبايد كه أيمن باشد از تو بىگناه ايشان ، وبترسد از تو كسى كه گمان كناهى باو باشد ، وبازرس بسر حدّهاى ايشان وأطراف ايشان ودر بعضي نسخهها « وأطراف بلادهم » است يعنى أطراف شهرهاى ايشان ظاهر اين است كه اين كلامي است كه بحكّامى كه نصب مىكردهاند مىفرمودهاند . 2420 اقبل اعذار النّاس تستمتع باخائهم والقهم بالبشر تمت أضغانهم . قبول كن عذرهاى مردم را تا بهرهمند گردى ببرادرى ايشان ، وبرخورد بايشان با روى گشاده تا بميرانى كينههاى ايشان را ، يعنى هرگاه قبول عذرهاى مردم را كنى
--> ( 1 ) از عبارت « ودر بعضي نسخهها » تا آخر فقط در نسخهء كتابخانهء مدرسهء سپهسالار است .