جمال الدين محمد الخوانساري

210

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

2402 ادم ذكر الموت وذكر ما تقدم عليه بعد الموت ولا تتمنّ الموت الّا بشرط وثيق . دايم‌دار مرگ را وياد آنچه را وارد شوى بر آن بعد از مرگ يعنى از عقبات قيامت وأهوال حساب وكتاب وغير آن ، وآرزو مكن مرگ را مگر بشرطى محكم وآن اين است كه گمان عصيانى بخود نداشته باشى وامّا بي آن پس آرزوى مرگ مكن زيرا كه اگر در دنيا بمانى ممكن است كه توفيقي نيابى كه تدارك گذشته بكنى ورستگار گردى واقلّا اين كه پير شوى وحق تعالى بر پيرى تو رحم كند وترا ببخشد چنانكه در أحاديث وارد شده كه : حق تعالى شرم مىدارد كه ريش سفيد را عذاب كند . 2403 انصف النّاس من نفسك وأهلك وخاصّتك ومن لك فيه هوى واعدل في العدوّ والصّديق . انصاف بيار با مردم وداد ايشان را بخواه از نفس خود وأهل خود وخاصّان خود وهر كه بوده باشد مر ترا در أو خواهشى ، وعدالت كن در بارهء دشمن ودوست . 2404 أفق ايّها السّامع من سكرتك واستيقظ من غفلتك واحتصر من عجلتك . بهوش آ اى شنونده از مستى خود ، وبيدار شو از غفلت خود ، وبازايست از شتاب خود يعنى شتاب خود بسوى معاصي وگناهان يا طلب دنيا . ودر أكثر نسخه‌ها « اختصر » بخاء نقطه‌دار است وبنا بر اين ظاهرا معنى اين باشد كه : كم كن از شتاب خود يعنى از شتاب خود در كارهاى دنيوي يا طلب دنيا . 2405 امسك من المال بقدر ضرورتك وقدّم الفضل ليوم فاقتك نگاه دار از مال بقدر ضرورت خود ، وپيش فرست زيادتى را از براي روز حاجت خود .