جمال الدين محمد الخوانساري

178

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

2281 اعن أخاك على هدايته . يارى كن برادر خود را بر هدايت أو يعنى راهنمائى أو ، يا رساندن أو بمطلوب 2282 احى معروفك باماتته . زنده دار احسان خود را بميرانيدن آن يعنى باين كه هرگز ياد آن نكنى چنانكه گويا آن مرده است ، زيرا كه هرگاه كسى چنين كند آن احسان زنده ماند وسبب اجر وثواب گردد . 2283 اقلل الكلام تأمن الملام . كم كن سخن را تا أيمن گردى از سرزنش ، زيرا كه مردم بر بسيار گفتن سرزنش كنند يا اين كه آدمي كه بسيار گويد نمىشود كه در ميان سخنان أو سخنى نباشد كه باعث سرزنش أو شود . 2284 احفظ بطنك وفرجك من الحرام . نگاه دار شكم خود را وفرج خود را از حرام . 2285 اعدل تدم لك القدرة . عدالت ودادگرى كن تا پاينده بماند از براي تو توانائى . 2286 أحسن العشرة « 1 » واصبر على العسرة وانصف مع القدرة . نيكو گردان معاشرت وآميزش با مردم را ، وصبر كن بر سختى وتنگى ، وانصاف بده با توانائى ، يعنى دادگرى كن وقتي كه توانائى آن داشته باشى يا نسبت بخود انصاف بياور ، وهرگاه حق بجانب خلاف تو باشد اعتراف كن بآن در وقتي كه

--> ( 1 ) شارح ( ره ) « العشرة » را بضمّ عين ضبط كرده وگويا از طغيان قلم بوده است ومىتواند بود نظر بمشاكله وازدواج با « العسرة » و « القدرة » چنين قرائت كرده باشد .