جمال الدين محمد الخوانساري
174
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
2256 اشكر تزد . شكر نعمت كن تا زياد گردانى ، وممكن است « تزد » بصيغهء مجهول خوانده شود يعنى زياد گردانيده شوى يعنى نعمت تو زياد شود . 2257 أنعم تحمد . نعمت بده تا ستايش كرده شوى . 2258 اطلب تجد . بجوى تا بيابى ، يعنى مطلبي را كه خواهى كه برسى بآن طلب كن تا بيابى آن را ، زيرا كه كم است كه كسى بي سعى وطلب بمطلب رسد « 1 » ، وهمچنين كم است كه هر گاه كسى مطلبي را نيكو طلب كند ومبالغه در آن ، نرسد بآن ، چنانكه مشهور است كه : من دقّ بابا ولج ولج هر كه بكوبد درى را وايستادگى كند در آن بگشايد آن را يعنى داخل شود آنرا » 2259 اتّق تفز . پرهيزگارى كن تا بترس از خدا تا فيروزى يأبى . 2260 اقنع تعزّ « 2 » . قناعت كن تا عزيز گردى يعنى نزد خدا وخلق . 2261 آمن تأمن . ايمان بيار تا أيمن گردى يعنى در دنيا وآخرت ، وممكن است كه مراد اين باشد كه أيمن گردان مردم را از خود تا آزار واذيّت تو بايشان نرسد ، و « تا أيمن گردى » يعنى از خدا وخلق .
--> ( 1 ) از اينجا تا آخر عبارت فقط در نسخهء كتابخانهء مسجد سپه سالار است . ( 2 ) اين فقره در نسخهء كتابخانهء مسجد سپه سالار در اينجا هست ليكن در أصل نسخه نيست .