جمال الدين محمد الخوانساري
171
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
2239 أفكر « 1 » تستبصر . فكر كن تا بينا گردى . 2240 أحلم توقّر . بردبار باش تا توقير كرده شوى يعنى مردم تعظيم وتوقير تو كنند . 2241 أطع تربح . فرمانبرى كن تا سود كنى ، اين هم نظير فقرهء أوّل باب است واحتمال دو معنى مذكور دارد . 2242 أيقن تفلح . يقين درست حاصل كن تا رستگار كردى اين بنا بر اين است كه « أيقن » بياى دو نقطهء زير خوانده شود چنانكه در أكثر نسخهها واقع شده ، وممكن است كه بتاى دو نقطهء بالا خوانده شود وبنا بر اين معنى اين است كه : محكم كن تا رستگار گردى يعنى محكم كن أمور دنيا وآخرت خود را تا رستگار گردى در دنيا وآخرت . 2243 ارض تسترح . خشنود باش تا راحت يأبى يعنى خشنود باشى به آن چه خدا تقدير كرده وقسمت تو نموده تا آسايش يأبى واز رنج وتعب سعى فارغ گردى . 2244 أصدق تنجح « 2 » . راست بگو تا رستگارى يأبى . 2245 أخبر تقل . آگاه شو تا بگوئى يعنى چيزى را كه خواهى بگوئى تا عالم نشوى
--> ( 1 ) كذا بخطه ( ره ) صريحا ، و « أفكر وتفكر وافتكر بمعنى فكر في الشيء است كضرب » . ( 2 ) در نسخهء أصل ونسخهء كتابخانهء مدرسه سپهسالار بجاى « تنجح » « انجح » است .