جمال الدين محمد الخوانساري

118

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

مصيبت را وسبب اين است كه آن مصيبت بر أو سهل وآسان گذرد يا سبب دفع مصائب ديگر شود چنانكه در أحاديث ديگر وارد شده . 2042 الدّنيا مصائب مفجعة ومنايا موجعة وعبر مقطّعة . دنيا مصيبتهاست درد آورنده ومرگ‌هاست ألم آورنده ، وعبرتهاست برنده ، « بودن دنيا مصيبتهاى درد آورنده » ظاهر است ، و « بودن آن مرگ‌هاى ألم آورنده » باعتبار اين است كه در دنيا كم است كسى كه مرگ‌هاى درد آورنده از خويشان ودوستان بر أو وارد نشود وممكن است كه أوضاع وأحوال دنيا بمرگهاى درد آورنده تشبيه شده باشد ومراد به « بودن آن عبرتهاى برنده » اين است كه آدمي بايد كه از أوضاع وأحوال وتغيّرات وتبدّلات آن عبرت وپند گيرد چنان عبرت وپندى كه ببرد دل وجگر اين كس را ودر بعضي نسخه‌ها بدل « مقطّعة » [ مفظّعة ] واقع شده وبنا بر اين معنى اين است كه عبرتهائى است سخت وشنيع يعنى هر كه پند بگيرد از آن داند شناعت أحوال خود را وممكن است كه « عبر » بعين بي نقطه وباي يك نقطهء زير خوانده نشود بلكه بغين نقطه دارو ياى دو نقطهء زير خوانده شود وبنا بر اين معنى اين است كه حادثه‌هائيست برنده يا سخت وشنيع بنا بر اختلاف نسختين . 2043 الجزع عند المصيبة يزيدها والصّبر عليها يبيدها . زارى نزد مصيبت زياد مىگرداند مصيبت را ، وصبر بر مصيبت هلاك مىگرداند آن را ، « زياد شدن مصيبت بزارى » يا باعتبار اين است كه ألم واندوه زارى وقلق واضطراب زياد مىشود بر أصل مصيبت وهمچنين شماتت دشمنان بر آن ، ويا باعتبار اين است كه جزع بر مصيبت سبب اين شود كه مصيبت ديگر وارد شود بر أو ، و « بودن صبر هلاك كنندهء مصيبت » ، نيز بر قياس مذكور دو احتمال دارد : يكى آنكه باعث اين شود كه مصيبت سهل وآسان گذرد وشدّت وسختى نداشته باشد . وديگرى آنكه باعث اين شود كه ديگر مصيبتى بر أو وارد نشود .