جمال الدين محمد الخوانساري
108
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
فرو خورده شده است خشم أو ، در فراخى بسيار شكر كننده است ، ودر ناخوشيها بسيار صبر كننده . 1999 الذّكر نور العقل وحياة النّفوس وجلاء الصّدور . ذكر خدا يعنى ياد أو يا ذكر بزبان روشنى عقل است ( يا عقلها بنا بر نسخهء العقول ) « 1 » وزندگى نفسها وپرداز « 2 » سينهها . 2000 الصّبر صبران صبر في البلاء حسن جميل ، وأحسن منه الصّبر عن المحارم . صبر در بلا وآن خوب وزيباست ونيكوتر از آن صبر از حرامهاست يعنى حرامهائى كه خواهش آنها داشته باشد وصبر كند ومرتكب آنها نگردد . 2001 الانقباض عن المحارم من شيم العقلاء وسجيّة الأكارم . گرفتگى از محارم يعنى بازداشتن خود از آنها از خويهاى عاقلان است وخصلت مردم گرامى بلند مرتبه . 2002 الّسيّد من تحمّل أثقال اخوانه وأحسن مجاورة جيرانه . مهمتر كسى است كه بردارد سنگينى برادران خود را ونيكو كند همسايگى همسايگان خود را ، مراد به « برداشتن سنگينى برادران » اين است كه بارهاى ايشان را بردارد ومتحمّل مؤنات واخراجات ايشان بشود ، يا اين كه سلوك بد وخلاف آدابى كه نسبت باو بكنند بگذراند ودر صدد تلافى وانتقام در نيايد . 2003 الفرار في أوانه يعدل الّظفر في زمانه . گريختن در هنگام آن يعنى هنگامى كه بايد گريخت وصرفه در ايستادن نباشد برابر است با فيروزى يافتن در زمان آن .
--> ( 1 ) عبارت ميان دو هلالي « پارانتز » فقط در نسخهء مسجد سپه سالار است . ( 2 ) مخفف « پردازنده » است از مصدر پرداختن بمعنى صيقلى نمودن وجلا دادن .