جمال الدين محمد الخوانساري

مقدمة 82

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

وقتي كه مثل قطب راوندى ( ره ) كه مقام أو در ميان علماى اسلام معلوم است وعظمت أو بين فريقين خاصّه وعامّه محرز است چون در ادبيّات بپايه ابن أبي الحديد نمىرسيده است بنا بر اين شرح أو در نظر وى بنظر قبول جلوه‌گر نشده ومورد چنين حمله قرار گيرد حال كساني كه واجد مقام وى در شهرت وعظمت وتضلّع در فضل وكمال وجامعيّت در علوم نباشند چه خواهد بود ؟ ! ونظير آنست عبارت شيخ بهائى ( ره ) در جلد اوّل كشكول نسبت بتصدّى برخى از معاصرينش بتدريس علوم ديني در صورتي كه أهل آن نبوده‌اند ونصّ عبارتش اين است ( ج 1 چاپ نجم الدولة ص 91 ) : « سانحة - قد فسد الزمان وأهله وتصدّى للتدريس من قلّ علمه وكثر جهله فانحطّت مرتبة العلم وأصحابه واندرست مراسمه بين طّلابه . بساط سبزه لگد كوب شد بپاى نشاط * ز بسكه عارف وعامي برقص برجستند » پر واضح است كه زمان شيخ بهائى ( ره ) درخشان ترين دوره علوم تشيّع است زيرا أمثال ميرداماد ومحقّق اردبيلى وشيخ عبداللّه تسترى ومير فندرسكى وكساني كه در اين رديفند از علماى طراز اوّل همعصران شيخ بهائى ( ره ) بوده‌اند ومثل ملّا صدرا ومجلسي اوّل ومحدّث كاشاني ومحقّق لاهيجى وأمثال ايشان محصّلين آن دوره بشمار مىرفته‌اند پس مشمول شكايت شيخ در چنين دوره كسى نخواهد بود كه هيچگونه صلاحيت ولياقت تدريس نداشته است بلكه كسى خواهد بود كه نظير خود شيخ بهائى ( ره ) نبوده است ونبايستى با وجود مثل شيخ وهمقطاران مذكورش كسان ديگر كه در عرض ايشان نبوده‌اند در برابر ايشان عرض اندام كنند پس اين كلام نيز در دلالت بر مطلوب نظير كلام گذشته است . ونظير اين است كلام سيّد عليخان مدنى ( ره ) در اعتراض بكفعمى ( ره ) و