جمال الدين محمد الخوانساري
مقدمة 69
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
مخلص نمىتواند باشد كقوله عليه السلام : أنا قسيم النّار ، وخازن الجنان ، وصاحب الأعراف » آن گاه أحاديث را تا آخر آنچه سابقا از مستدرك نقل كرديم نقل كرده سپس گفته است : « خلاصه اين أحاديث شريفه وچندين هزار حديث نفيس وشيرين ديگر بخوبى ثابت مىنمايد كه مؤلّف شيعه خالص واين كلمات مقدّس ونوراني از شخص حضرت أبو الحسن امام أمير المؤمنين علىّ بن أبي طالب صلوات اللّه وسلامه عليه ميباشد وهمان فصاحت ألفاظ وشيرينى معاني كه در باقي خطب وحكم ومواعظ ديگر آن حضرت موجود است بعينه در همين كلمات باهرات مشهود وآشكار است . تأليفات ديگر مؤلّف : وبطورى كه صاحب رياض العلماء از قول اربلى كه از علماء عامّه است نقل ميكند أبى عبد اللّه البستي كه خود راوي أحاديث عامّه است نقل كرده است كه كتاب جواهر الكلام في الحكم والاحكام تأليف عبد الواحد آمدى را ديده است وبعد أفندي گويد : اين كتاب غير از كتاب غرر الحكم ودرر الكلم ميباشد . زمان مؤلّف : در كتب رجال نامى از زمان تولّد وفوت آمدى عليه الرّحمة والرّضوان نيست لكن بنا بر اين كه ابن شهرآشوب آمدى را از مشايخ خويش در اوّل مناقب ذكر كرده است وروى اين حساب كه تولّد ابن شهرآشوب در سال 488 ووفاتش در سال 588 بده روز كمتر بوده وقرآن مجيد را در هشت سالگى محفوظ ودر اوّل جوانى بطورى كه نوشتهاند در علوم شيعه وارد بوده واجازه نقل حديث از غرر الحكم را از آمدى گرفته است لابدّ آمدى در آن زمان يكى از مشايخ كبار حديث ومردى لااقلّ شصت سأله بوده است وباز از روى اين قرينه كه شيخ الطّايفه شيخ طوسي قدّس اللّه روحه الشّريف در ماه محرّم سنه 460 در نجف اشرف وفات كرده باشند بطور حتم مىتوان گفت كه آمدى در آن زمان در قيد حيات بوده ولااقلّ سى سال از زمان