رفيع الدين محمد بن محمد مؤمن الجيلاني

76

الذريعة إلى حافظ الشريعة ( شرح أصول الكافي )

تيسير ، مهيّا شدن از جانب حقّ است * هر امر كه در كار تو در كار وضروريست حكمست قضا برشدن واين همه شرطش * نه مذهب تفويضي ونه مذهب جبريست انجاح سؤالست ، نه اكراه بر افعال * محتاج به تيسير عمل گرچه اراديست از جملهء تيسير ، عطا كردن عقل است * وأسباب وشروطى كه ببارى متناهيست تكليف هم از جملهء أسباب وشروطست * بي امر كي اين ممتثل ، آن مُعْرِض وعاصى است ذات تو ومختار تو در علم أزل بود * هان عمر بنحوش نكنى صرف ، كه ره نيست اين بود نه في نفسه ومعقول بذاتست * بل رابطي آن ربطْ وِ را بودنِ عقلي است ممكن زخدا بودن شئ ، شئ نباشد * تا جعل دهد بود به وى معنى ربطى است بل منتزع از قدرت وآن منتزع از ذات * خود قادر وخود عالم وخود صورت علمست معنىّ هو الكلُّ وَفي وحدةٍ اينست * تحقيق درين مسئله اينست وجز اين نيست معلوم خدا بودى ومقدور جنابش * زان پيش كه « كن » گفته شود ، گرچه مجازيست از كردن أو ممكن ومقدور نگشتى * بل قدرت ذاتيش در امكان تو كافيست علمش بتو وخواهش ذاتيت محيط است * پيش از همه موجود كه ارضى وسمائيست