رفيع الدين محمد بن محمد مؤمن الجيلاني

143

الذريعة إلى حافظ الشريعة ( شرح أصول الكافي )

الجواب مغتفر باشد چنين رأى سخيف * نزد حق از ناقص العقل ضعيف ز آنكه بروى وَهْم مستولى شده * عقلش از تسديد ، عاجز آمده لا جرم در تحت حكم أو بُوَد * آنچه فرمايد بدان قايل شود گر كند در غير جسم وحال جسم * فكر وانديشه فتد اندر طلسم غير حسّى نزد أو موجود نيست * نفى آن پس لايق معبود نيست با چنين حالت بود مخلص اگر * اجر دادن نيست از حكمت بدر ردّ الجواب عقلي ار نبود چو عقلِ ازكيا * بايدش تعليم گيرد زانبيا أنبيا را چيست تعليم عقول * گوش كن گر نيستى ز أهل فضول رفع ستر آنچه بتوانند ديد * نقل وذكر آنچه بايَدْشان شنيد مىشود ظاهر عيار رأىها * گر همى سنجى بقول أنبيا چون شود آرا خلاقِ محكمات * در نظر آيد صحيح آن ترّهات منكشف گردد كه ناقص بوده عقل * پس بَرو لازم شود تقليد نقل وصف ذات أقدس حق چون كند * بايد از قول رسل درنگذرد نيست معذور أو زراه ضعف عقل * گر گريزد در پناه ضعف عقل زانكه در تقليد دين تقصير كرد * در خيالش ممكنى تصوير كرد گشت آن معبودش اندر روز وشب * ممكن مربوب را ناميده ربّ غير خالق را عبادت مىكند * وآن عبادت هم به عادت مىكند باشدش شامل شود عفو خدا * ليك اجرش نيست در حكمت روا ردّ الردّ آنچه گفتى گرچه حقّست وصواب * شاهد حقّيّتش نصّ كتاب « فَسْئَلُوا » * فرموده در قرآنْ إله * تا كه مسترشد نباشد بسته راه