حسين بن معين الدين الميبدي ( مترجم : زمانى )

6

ديوان أمير المؤمنين ( ع )

عميق به إسلام كشانيده مىشدند واز سوى ديگر قسمتى از عبارت‌هاى قرآن داراى قافيه‌هاى شعري بود ، دشمنان إسلام پيامبر خدا صلّى اللّه عليه وآله را متهم به شاعرى وجنون كردند كه ( العياذ باللّه ) از روى خواب وخيال وجنون حرف مىزند « 1 » . آنانكه از رشد فكرى براي مردم وحشت داشتند ، آنانكه منافع خود را با بعثت پيامبر صلّى اللّه عليه وآله در خطر مىديدند ، وآنانكه از شعور مردم به تنگ آمده بودند ، محمد صلّى اللّه عليه وآله را به جنون ، جادو وشعر متهم ساختند ! ! منظور آنان انتقاد از شعر وشاعرى نبود بلكه مىخواستند بگويند محمّد صلّى اللّه عليه وآله با خداى جهان ارتباط ندارد . أو طبع بخصوصى دارد كه به هنگام لزوم مطلب‌ها را مثل شاعران به هم مىبافد ! ! شعر ومحمّد صلّى اللّه عليه وآله آنجا كه عظمت محمّد صلّى اللّه عليه وآله در معرض خطر قرار گرفته است ، آنجا كه محمّد صلّى اللّه عليه وآله را متهم به درس خواندن پيش يهود كرده وخطنويسى وآموختن علم را به آنحضرت نسبت مىدهند ، آنجا كه شاعرى براي محمّد صلّى اللّه عليه وآله معنائى ديگر مىدهد ، خداى عزيز بدفاع صريح از پيامبرش برخاسته مىگويد : « پيش از نزول قرآن ، نه كتابي خوانده بودى ونه خطّ نوشته بودى كه حالا كجروان به ترديد بيفتند » « 2 » . « ما به محمّد صلّى اللّه عليه وآله شعر نياموختيم ، سزاوار محمّد صلّى اللّه عليه وآله هم نيست كه با شعر وشاعرى سروكار داشته باشد . محمد صلّى اللّه عليه وآله فقط ذكر وقرآن ناطق است » « 3 » .

--> ( 1 ) - سوره أنبياء آية 5 « . . . بَلْ هُوَ شاعِرٌ . . . » سوره طور آية 30 « . . . أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ . . . » ( 2 ) - سوره عنكبوت آية 48 « . . . وَما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ . . . » . ( 3 ) - سوره يس آية 69 « وَما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَما يَنْبَغِي لَهُ . . . » .