المرزباني الخراساني

مقدمة 40

مناجات الهيات حضرت أمير ( ع ) وما نزل من القرآن في علي ( ع )

بايد نه خوشحالى به برآمدن حاجت ورسيدن به مطلوب ، تا به نعمت از منعم نمانى . خلاف مروّت بود كه أوليا تمنّى كنند از خدا جز خدا . إبراهيم أدهم از راهى مىگذشت . شنيد كه مردى اين بيت را به آواز مىخواند : كلّ ذنب لك مغفور * سوى الإعراض عنّى چون شنيد ، بيهوش شد وبر زمين افتاد . هر آن كو غافل از حق يك زمان است * در آن دم كافرست امّا نهان است اگر آن غافلى پيوسته بودى * در اسلام بر وى بسته بودى الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَقُعُوداً وَعَلى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ . اگر گويى : سؤال از خلق را بر من حرام كرد وسؤال از خود را واجب گردانيد ، ولى چون أو را مىخوانم وأو اجابتم نمىكند ، مرا دشوار افتاد كه نه پاى رفتن ونه ياراى پايدارى ، پيوستن بدو مشكل وجدايى دشوار . گوييم : حق تعالى ، مالك حقيقي كلّ است ومالك را رسد كه در ملك خود هر گونه بخواهد تصرّف كند وستمگر آن است كه در ملك غير بىاذن مالك تصرّف كند ، ولى چون مالك كلّ است ، مىبايد تصرّف أو با نظام كلّ سازگار باشد ؛ وأجابت نكردن كه يقينا نسبت به نظام اتمّ اصلح بوده ، به حال تو هم اصلح است وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ * . پس دعاها كه زيان است ووبال * از كرم مىنشنودشان ذو الجلال در حديث آمده كه اگر دعاى مؤمن در دنيا قبول نيفتاد ، خداى تعالى آن را براي روزى كه نيازمندتر است ذخيرة مىنهد ؛ چه أو سؤال كنندهء خود را در دنيا وآخرت نوميد نمىكند . هله نوميد نباشى ، گرت آن يار براند * كه اگر امروز براند ، نه كه فردات بخواند هيچ قلبي پيش أو مردود نيست .