احمد احمدى بيرجندى

58

مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي )

شاهى كه بود رويش در چرخ امامت ماه * نامش حسن و حسنش آيينهء ذات اللّه فرماندهء هفت اختر برپا كن نه خرگاه * آن سيّد عالى قدر آن سرور عالى جاه آن شاه فلك اورنگ آن مير مَلَك افواج بگرفته ز حلم او شرع نبوى رونق * هر سوء ز وى بيرون هر قدس به دو ملحق گر خلقت او خواهى از نور خدا مشتق * ور رتبهء او جويى هم از حق و هم با حق نى در صفت افراد نى در روش ازواج بى مرحمتش در باغ از خاك نرويد گل * بى جلوهء او بر گل ، شيدا نشود بلبل آوا نكشد قمرى غوغا نكند طغرل « 2 » * شهلا نشود نرگس بويا نشود سنبل دلكش نشود گلبن قامت نفرازد كاج افغان كه پس از بابش غم بر اثر غم ديد * زندانِ بلا بر خود ويرانهء عالم ديد اندوه پى اندوه ماتم پى ماتَم ديد * وز امّت بىپروا بس جور دمادم ديد روزش به نظر آمد چون شام غريبان داج « 3 » آوخ كه دل زارش از درد و غم آزردند * از زير قدومش گه سجّاده ز كين بردند

--> ( 2 ) - طغرل ( بر وزن بلبل ) : پرنده‌اى است همچون باز و شاهين . ( 3 ) - داج : تاريك .