احمد احمدى بيرجندى
49
مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي )
شاهى كه بود گوشهنشينى شعار او * محنت قرين او شد و غم بود يار او آن كو دميد صبح ازل از جبين او * شد تيرهتر ز شام ابد روزگار او محكوم حكم ديو شد آن خسروى كه بود * روح الامين چو بندهء فرمانگزار او موسى اگر به طور غمش مىزدى قدم * بى خود شدى ز آه دل شعله بار او يك باره گر مسيح بديد آن چه او بديد * مىشد دوباره چرخ چهارم چو دار او آن سرو سبزپوش چو گل سرخ روى شد * آرى ز بس كه خون جگر شد نگار او روى حسن چو سبز شد از زهر غم فزود * تا شد سرشك ديده و دل جويبار او طوبى نثار آن قد و قامت كه بعد مرگ * از چارسو خدنگ سه پر شد نثار او پروردهء كنار پيمبر بُد از نخست * محروم شد در آخر كار از كنار او آن سرورى كه صاحب بيت الحرام بود * بيت الحرام بهر چه بر وى حرام بود اى ماه چرخ پير و مهين پور عقل پير * كز عمر سير بودى و در بند غم اسير