احمد احمدى بيرجندى
41
مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي )
بينيد چون ميان عدو عمّ خويش را * يارى به او كنيد كه حق باد يارتان در موقفى كه مُحْرِم حجّ شهادت است * قربان او شويد كه هست افتخارتان عمزادگان غمزده غلتند چون به خون * جانان من مباد صبورى شعارتان چون نوح در ميانهء گرداب غم فتد * زنهار تا كه جا نبود بر كنارتان بيند چون كه يوسف زهرا به چنگ گرگ * چون شير گرگ ديده مبادا قرارتان يابيد چون به دار يهودان ، مسيح را * هرگز مباد صبر در آن گير و دارتان كوشيد تا خداى ز خود شادمان كنيد * بخشيد جان و زندگى جاودان كنيد در تاب رفت و طشت طلب كرد و ناله كرد * و آن طشت را ز خون جگر دشت لاله كرد خونى كه خورد در همه عمر از گلو بريخت * خود را تهى ز خون دل چند ساله كرد نبود عجب كه خون جگر ريخت در قدح * عمريش روزگار همين در پياله كرد خون خوردن و عداوت خلق و جفاى دهر * يعنى امامتش به برادر حواله كرد