احمد احمدى بيرجندى

18

مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي )

--> ( 5 ) - مخايل : ( جمع : مخيله ) : محلهاى خيال ، آثار و علامات . ( 6 ) - پاك علق و نفيس عرق و كريم : صاحب نسب و حسب پاك و گرانمايه و نسل و نتاج بزرگوار . ( 7 ) - فلذه : پارهء جگر مترادف با كلمهء بضعه كه بيشتر معمول است . ( 8 ) - چوب اراك : اراك : درختچه‌اى است كه از ريشهء ستبر آن در قديم مسواك مىساختند . ( 9 ) - حيز : به صورت ( هيز ) هم آمده است . مخنّث كسى كه نه زن است و نه مرد و گاهى به بدكاره گفته مىشود . نامرد . ( 10 ) - زرير : گياهى است زرد رنگ كه بدان جامه رنگ كنند . ( 11 ) - منهل : چشمه در چراگاه - آبشخور ( جمع آن : مناهل ) ( 12 ) - درواخ : ( صورت ديگرى از كلمهء درواز دروازه است ) درواز يا دروازه همان درى است كه براى خروج و عبور مردم بر باروى شهر مىساختند . ( 13 ) - غمز : اشاره كردن به چشم ، سخن‌چينى . ( 14 ) - ظهر : پشت . ( 15 ) - نه بوم غمّاز : سخن‌چين نباشم . ( 16 ) - اگر مرا خداوند بزرگ در بهشت عدن خود اجازه ورود بدهد انتقام قاتل خود را از ايزد منّان درخواست خواهم كرد .