احمد احمدى بيرجندى
14
مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي )
بسيار داشت . بعد از شهادت پدر بزرگوارش على ( ع ) نزديك شش ماه به امامت و خلافت ظاهرى رسيد و به ادارهء امور مسلمين پرداخت . امّا معاويه ، دشمن سر سخت خاندان على ( ع ) به بهانهء خونخواهى عثمان و بعدها براى قبضهء خلافت و حكومت به عراق لشكر كشيد و جنگ با آن حضرت را آغاز كرد . عدّهاى منافق براى حطام بىارزش دنيا به معاويه پيوستند ؛ امّا عدّهاى از مهاجر و انصار به كوفه آمدند و مراتب اخلاص و صميميّت خود را نسبت به امام حسن ( ع ) ثابت كردند . معاويه با اخلالگرى و سركشى نسبت به امام زمانش بناى خونريزى مسلمانان را گذاشت ؛ امّا حضرت امام حسن ( ع ) او را در نامههاى خود به اطاعت و جلوگيرى از خونريزى دعوت مىفرمود . معاويه وجدانهاى خفته و افراد سست عنصر را با پول خريدارى كرد در نتيجه در لشكر امام حسن ( ع ) كه مصمم بر مقابله با معاويه و دفاع از حدود اسلام بودند دودستگى ايجاد شد . وقتى معاويه وضع را مساعد يافت به امام ( ع ) پيشنهاد صلح كرد . امام حسن ( ع ) نيز پس از مشورت با ياران - با وجود آشفتگى فراوان - چارهاى جز قبول صلح نداشت ، بويژه كه عهدشكنى معاويه در هنگام صلح و حتى قبل از آن بر همگان روشن بود . هدف امام حسن ( ع ) حفظ مكتب اعتقادى پدر و جدّ بزرگوارش بود ، ولى معاويه جز رياست چند روزهء دنيا و مال اندوزى و قدرت خواهى نظرى نداشت . امام حسن ( ع ) ناچار راهى مدينه شد و آن چه گفتنى بود به ياران خود و مردم فرمود . بعد از آن ، امام حسن ( ع ) در تمام مدت ده سال امامت خود در نهايت شدّت و اختناق زندگى كرد و حتى در خانهء خود امنيّت نداشت . چنان كه در سال پنجاهم هجرى به دست همسر خود « جعده » به تحريك معاويه مسموم و شهيد شد . و در بقيع مدفون گرديد . شاعران فارسى زبان در مدايح و مراثى آن امام همام سخنانى جذّاب گفتهاند كه ما به نقل برخى از آنها بسنده مىكنيم .