احمد احمدى بيرجندى
99
مناقب فاطمى در شعر فارسى ( فارسي )
اى از همهى عالميان برتر و بهتر با حيدر كرّار بهر معنى همسر * هستىّ تو با عالَم ايجاد برابر بل ذات تو شد باعث پيدايش اشيا اى آنكه حقت داده مقامات و كرامات * ذات تو غرض باشد از ايجاد سماوات دارم به تو اى كعبهى حاجات مناجات * دست من و دامان تو يا جدّهء سادات از لطف ، نگاهى به من غمزده بنما دائم به ولاى تو دلى يكدله دارم * در كعبهء كويت به صفا هروله 3935945 خ 0 6 خ دارم بر مدح سراييت كنون مشغله دارم * اميد پذيرفتن و چشم صله دارم نوميد شدن از در احسان تو حاشا يا فاطمة الزهرا پژمان شدم الغوث 4935945 خ 0 7 خ * در نائرهء عشق ، فروزان شدم الغوث سر تا به قدم آتش سوزان شدم الغوث * در چارهء دل مضطر و حيران شدم الغوث دارم دل پر درد و تقاضاى مداوا يا فاطمة الزهرا ( ع ) رو سوى تو دارم * مرآت حق از آينهء روى تو دارم نبود عجب ار رنگ و يا بوى تو دارم * زان گلشنم و اين همه از خوى تو دارم اين فخر مرا بس كه ترا هستم از ابنا 5935945 خ 0 8 خ يا فاطمة الزهرا حاجت به تو دارم * حاجت به صد الحاح و سماجت به تو دارم