احمد احمدى بيرجندى

8

مناقب فاطمى در شعر فارسى ( فارسي )

اين صفات خدايى بود ، در وادى بطحا و سپس در يثرب ( مدينة النّبى ) و پس از آن ، در همهء جهان طنين انداز شد . رفتار و گفتار و كردار رسول اللّه ( ص ) در آن ديار بيگانه از همهء فضايل اخلاقى ، خود بزرگترين درسها را به مردم آموخت . رفتار شفقت آميز پيامبر با زنان و بويژه با دختران و فرزندان يكباره وضع را دگرگون كرد و دلهاى قسوت‌زده را نرمش بخشيد . زندگى پيامبر از آغاز با شگفتيهايى توام بود . كودكى يتيم ، پيامبرى درس ناخوانده زمامدار دين و دنياى مردمى شد كه هيچ چيز جز مقام و منصب ظاهرى و زخارف دنيوى نظر آنان را به خود جذب نمىكرد . در محيطى كه فقط پسر به حساب مىآمد ؛ براى پيامبر ( ص ) نه پسرى بر جاى ماند و نه جز يكتا دخترى . اين چه رمز و رازى داشت ؟ خدا داناست . آنچه بر ما روشن است و آن را در پرتو ايمان به حىّ قادر متعال مىتوان دانست اين است كه هر چه از عالم مشيّت و تقدير الهى مىرسد ناشى از حكمت بالغهء « او » ست و در آن جاى چون و چرا نيست . اما دشمنان با ديده و دل تاريك بدين نكته مىنگريستند و او را « ابتر » ناميدند . در برابر اين عقيدهء كوردلان كافر كيش ، زبان وحى در قرآن كريم بدين‌سان گوياست : « بسم الله الرحمن الرحيم . إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ . إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ » . اى پيامبر گرامى ما به تو ( در برابر از دست دادن فرزندانت كه آخر آنان ابراهيم بود ) كوثر ( نعمت بسيار ، شفاعت ، كوثر ، دخترى همچون فاطمه زهرا ) عنايت كرديم ( كه ذريّهء بسيار و نسل فزاينده و پر بركتى براى تو خواهد داشت . . . ) پس تو هم ( بشكرانهء آن نعمتها ) براى خداوند متعال به نماز و قربانى بپرداز . فرزندى ، آن هم دخترى ، از رسول گرامى بر جاى مىماند كه نام گرامى او را همراه با دين اسلام ، و قرآن مجيد و سنت پاكش ؛ در نسلهاى آينده نگهدار شد . اين است مشيّت الهى . فاطمه كيست ؟ ابعاد وجودىاش چيست ؟ در پاسخ اين پرسش پيچيده و دشوار يا بايد از قول جلال الدين مولوى بگويم : شرح تو غيب است بر اهل جهان * همچو راز عشق دارم در نهان مدح تو حيف است با زندانيان * گويم اندر مجمع روحانيان قدر تو بگذشت از درك عقول * عقل در شرح شما شد بو الفضول