احمد احمدى بيرجندى

35

مناقب فاطمى در شعر فارسى ( فارسي )

دخت شه لولاك 4205945 خ 0 16 خ كز خلقت افلاك و از آب و گل و خاك مقصود خدا اوست * ز اسرار نهانش و آيات عيانش وقت جريانش منشور قضا اوست بر سرّ معايب هنگام نوائب درگاه مصائب آيات رجا اوست * فيض متراكم فرمانده و حاكم ديوان محاكم در ارض و سما اوست هم عاشق و معشوق هم رازق و مرزوق هم خالق و مخلوق هم بندهء خلّاق * در بحر كرم موج بر چرخ شرف اوج با شير خدا زوج مانند خدا فرد صدّيقهء كبرى مختومهء عظمى مخدومهء و الا بر هر زن و هر مرد * او عالِم هر غيب او دافع هر ريب او ساتر هر عيب او داروى هر درد از جان شريفش از جسم لطيفش از شخص منيفش 5205945 خ 0 17 خ عطر است بهرورد 6205945 خ 0 18 خ * با لطف عميم است با خلق عظيم است بر خلق رحيم است از نيكى اخلاق خرگاه جلالش توقيع كمالش الطاف و نوالش آن جوهرهء پاك * از عيب مصون است از حصر برون است بيرون و فزون است از حيّز ادراك هم مصدر تأييد هم زينت ناهيد افلاك دو خورشيد بل برتر از افلاك * خارج ز بيان شد برتر ز جنان شد نورش چو عيان شد اندر كرهء خاك بخشيد جنابش اى بس ز ثوابش بر امّت بابش از كثرت اشفاق پانوشتها