احمد احمدى بيرجندى
19
مناقب فاطمى در شعر فارسى ( فارسي )
اى جاريهء 0294945 خ 0 32 خ خانهء تو آيسه 1294945 خ 0 33 خ خاتون * با كوكبهء عندكِ فى الجنّةِ بيتا 2294945 خ 0 34 خ رضوان به وجود تو به دامادى آدم * آراسته در خلد برين حجلهء حوّا سورى عروسى تو ناهيد طربساز 3294945 خ 0 35 خ * طوبى لَكِ تَزَويجَك فى ظلةِ طوبى 4294945 خ 0 36 خ عطّار صبا تا نگشايد در دكّان * از سلسلهء مشك سيه غاليه 5294945 خ 0 37 خ بگشا حكّاك شب از ريشهء خون تافته رشته * تا بهر تو در رشته كشد عِقدِ ثُريا 6294945 خ 0 38 خ زنبيلكش خانهء قدر تو سليمان 7294945 خ 0 39 خ * قنديل نِه گلشن بام تو مسيحا 8294945 خ 0 40 خ هيزمشكن مطبخ فضلِ تو براهيم * قربانى پذيرفتهء كيش تو ذبيحا آن گلخن پرداختهء دوزخ نيران 9294945 خ 0 41 خ * وين گلشن آراستهء جنّت مأوى آن از پى اعداى تو كردند معيّن * وين از پى احباب تو كردند مهيّا با ياد تو چون نوش بود زهر هلاهل 0394945 خ 0 42 خ * بىياد تو چون زهر بود نوش مهنّا 1394945 خ 0 43 خ بى پرتو مهر تو كه آيينهء روح است * هرگز نشود آينهء مهر ، مصفّا با مهر تو اميّد كه در روز عقوبت * آسان گذرد عاقبت عقبه عقبا 2394945 خ 0 44 خ زانروز كه از شومى شامىّ سيه روى * بر عترت تو دست گشادند بغوغا از خاك جگرگون زمين لاله بر آمد * از خون جگرگوشهء تو بر دل صحرا مهد تو در آرند بصحراى قيامت * فرياد تظلّم شده تا حضرت اعلى از جامهء پر زهر حسن غاشيه 3394945 خ 0 45 خ بر دوش * بر دوش دگر شسته به خون كسوت حمرا آويخته بر روى چومه خوشهء پروين * زان اشك كزان رشك برد قطرهء دريا بر اشك چو پروين تو ناهيد بگريد * چندانكه به خون غرقه كند دامن و الا آنجا كه بر احباب گشايند دَرِ لطف * ابواب جهنم بگشايند بر اعدا اى باركش مطبخ تو صحن سماوات * واى فرش بساط كرمت مفرش غبرا 4394945 خ 0 46 خ از مائده نطعمكم 5394945 خ 0 47 خ مشتهيان را * يك گرده عطا كن كه چنين است تمنّا پيشانى من خاك سر كوى تو روبد * خود بس بود اين منصبم از دولت دنيا ما آب رخ از خاك كف پاى تو داريم * گر زانك كنى گوشهء چشمى بسوى ما حسّان 6394945 خ 0 48 خ ثناخوان شما ابن حسام است * احسان ز تو مىخواهد و الطاف ، تو فرما مرغان چمن را همه بىساز و نوا كرد * اندر چمن نعت تو اين بلبل گويا بر تربت تو صد صلوات متواتر * الرغبة من فضلك و الدعوة مِنّا 7394945 خ 0 49 خ