احمد احمدى بيرجندى
15
مناقب فاطمى در شعر فارسى ( فارسي )
ناصر خسرو قباديانى شاعر معروف قرن پنجم هجرى ( 394 - 481 ه ) اهل قباديان بلخ است . وى پس از مسافرتى كه بعد از سال 437 ه به مكّه و قاهره كرد ؛ در مصر به خليفهء فاطمى گرويد و مذهب اسمعيلى را پذيرفت و با لقب « حجّت خراسان » به ايران بازگشت . ناصر خسرو از بيم متعصّبان به بدخشان پناه برد و در قلعهء يمگان گوشهنشين شد و در همان جا وفات كرد . آثار زيادى دارد از جمله : زاد المسافرين و جامع الحكمتين . ديوان اشعارش حاوى قصايد بلند و استوار و متضمّن مواعظ و پند است . 1 مطلع جمال خداوندى « 1 » آوخ ز وضع اين كره وز كارش * زين دايرهء بلا وز پرگارش . . . * . . . . . . * . . . شمس وجود احمد و خود زهرا * ماه ولايتست ز اطوارش دخت ظهور غيب احد احمد * ناموس حق و صَندُق 7684945 خ 0 1 خ اسرارش هم مطلع جمال خداوندى * هم مشرق طليعهء انوارش صد چون مسيح زنده ز انفاسش * روح الامين تجلّى پندارش هم از دَمَش مسيح شود پرّان * هم مريم دسيسه 8684945 خ 0 2 خ ز گفتارش هم ماه بارد از لب خندانش * هم مِهر ريزد از كف مهبارش
--> ( 1 ) ديوان ناصر خسرو ، چاپ مرحوم سيد نصر اللّه تقوى ، صفحه 209 .